|
|
رضاخان باني جوكسازي عليه شماليها
|
|
| تاريخ و ساعت : 5 مهر 1386 - 9:07 |
کد خبر : 4083 |
|
شمال نیوز: بسياري از محققان بر اين اعتقادند كه ايجاد اختلاف ميان مردم از سياستهاي برنامهريزي شده حكومت پهلوي اول و دوم با هدف تحكيم سلطه بر جامعه بوده است. ترسيم تصويري موهن از شخصيت شماليها، قزوينيها، تركها، اصفهانيها و ... تبليغ مستمر بر اين گونه اهانتها از طريق ساختن جوك و لطيفه، در فرهنگ ملي و تاريخي مردم ايران جائي نداشته است.
در اين رابطه مطلبي را برگزيدهايم كه خواندن آن خالي از لطف نيست.
ساختن جوكهاي مستهجن و توهينآميز درباره شماليها تاريخچه چندان طولاني نداشته و به دوره رضا شا ه بر ميگردد. زماني كه رضاشاه در مقام سردار سپه بود و مقدمات به قدرت رسيدن خود را فراهم ميكرد جهت بهرهبرداري از احساسات مذهبي مردم در مراسم سينهزني تاسوعا و عاشورا شركت ميكرد. در اين مراسم قزاقها و تعدادي از طرفداران سردار سپه شعار ميدادند:
اگر در كربلا قزاق بودي / حسين بيياور و تنها نبودي
مردم گيلان كه هنوز خاطره دمكراسي و فضاي آزادي را كه در منطقه وجودداشت از ياد نبرده بودند، نميخواستند باقيمانده دستاوردهاي مبارزاتشان زير چكمه قزاقها لگدكوب شود. گيلانيها كه تجارب شركت فعال در جنبش مشروطيت (نيروي اصلي تسخير تهران به سركردگي سپهدار اعظم تنكابني را گيلانيها تشكيل ميدادند) و همچنين تلاشهاي استقلالطلبانه و آزاديخواهانه شان در جنبش جنگل به رهبري ميرزا كوچك خان و سپس تشكيل اولين دولت جمهوري در گيلان، را پشت سر گذاشته بودند فريب تبليغات آزاديخواهي و ميهنپرستي دروغين قزاقها كه عموماً تحت كنترل افسران روسيه تزاري و سپس انگليسيها بودند را نخورده و در دورهاي كه همه جاي ايران شعار:
اگر در كربلا قزاق بودي/ حسين بيياور و تنها نبودي
سرداده ميشد در رشت مردم طي تظاهرات ميخواندند:
اگر در كربلا قزاق بودي/ عبا و كفش، از حسين ربودي
كه بعدها اين بيت در جريان «كشف حجاب» به شكل زير هم خوانده ميشد:
اگر در كربلا قزاق بود/ حجاب را از سر زينب ربودي
ميگويند رضا شاه از آن موقع كينه رشتيها را به دل گرفته و همه جا با توهين از آنها ياد ميكرد و زمينه ساز ساختن جوكهاي مستهجن، مبتذل و توهينآميز عليه آنها شد. او كه خود شمالي مازندراني بود هيچ فكر نميكرد روزي اين جوكها يا فحشها متوجه نه تنها رشتيها بلكه همه شماليها ازجمله مازندرانيها هم خواهد شد. چون اغلب در اين جوكها منظور از رشتي تمام اهالي ساكن بين شهرهاي آستارا تا گنبد است.
توهين و فحاشي به شماليها معمولاٌ با دو گونه تهمت صورت ميگيرد: اول هرزگي زنان و بيغيرتي مردان شمالي، دوم ترسو بودن شماليها.
كساني كه جوك عليه شماليها را انتشار ميدهند، آنقدر از نظر فكري ضعيف هستند كه شركت فعال زنان شمالي در فعاليتهاي توليدي، اجتماعي و سياسي و در نتيجه توقعشان در مشاركت در تصميمگيريها را هرزگي و سليطگي تعبير ميكنند. طبيعت كار و زندگي درشمال بسيار متفاوت با ديگر نقاط ايران است. زن مسلمان شمالي موقع كار در شاليزارها ممكن است جامه خود را تا زانو بالا بزند. اگر اين كار عيب است، بدحجابي در مراكز شهرهاي بزرگ به ويژه تهران، رواج مفاسد اخلاقي، موضوع فرار دختران كه بسياريشان به دام تجار زن در ايران و يا شيخ نشينهاي عربي ميافتند يقيناً جرمش بيشتر است. در حالي كه در تمامي اين موارد شماليها در ته ليست قرار دارند و از بقيه پاكترند.
مرد شمالي عموماً مرد سالار نيست زيرا وي به اهميت نقش زن هم در امر كار و توليد و هم درفعاليتهاي اجتماعي واقف است. بر بستر چنين شرايطي است كه زنان بزرگ و نامداري كه نامشان در تاريخ ايران ثبت شده است از شمالي ايران برخاستند. زناني چون سيده ملك خاتون ديلمي و يا بيبيخانم استرآبادي كه حدود بيش از صد سال پيش، در آن دورهاي كه زنان از كمترين حقوق اجتماعي محروم بودند، مانيفست دفاع از حقوق زنان، كتاب معايب الرجال را مينويسد و اولين مدرسه زنان را در خانه خودش داير ميكند.
و يا روشنك نوعدوست از زنان فعال دوران مشروطيت كه پيش از انقلاب مشروطه مدرسه 3 كلاسهاي را در شهر رشت براي بانوان باز ميگشايد و اولين انجمن زنان به نام پيك سعادت نسوان را تشكيل داده و اولين نشريه ويژه زنان يعني ماهنامه پيك سعادت نسوان را منتشر ميكند. و براي اولين بار در ايران در سال 1301، روز 8 مارس را بعنوان روز جهاني زنان در انزلي جشن ميگيرد.
اما درباره ترسو بودن شماليها. همانطور كه اشاره كرديم توهين و فحاشي به شماليها در قالب جوك سابقه چنداني نداشته و از اواخر دوره رضا شاه شروع شد. اين در حالي است كه تمام مشاهير و بزرگاني كه درباره شماليها نوشتهاند، چه ايراني و چه خارجي، در وصف دليري و شجاعت مردم گيلان و مازندران ميباشد. بزرگاني چون فردوسي، فخرالدين اسعد گرگاني، خاقاني شيرواني، ناصر خسرو، حافظ ابرو، كسروي، صادق هدايت، سيريل الگود، پطروشفسكي، ابن الفقيه، برنارد لوئيس و ارنولد توينبي هر كدام مطالبي درباره شماليها نوشتند.
براي آشنايي با سرگذشت دليري شماليها علاقمندان را به سرگذشت مازيار، ماكان كاكي، مردآويج، اسپهبدان مازندران ديلميان آل زيار و آل بويه كه در تارنماي شماليها موجود است رجوع ميدهيم.
استقلال جويي، سركشي و دليري گيلانيان در دوره اشغال ايران در زمان سلوكيان در داستانويس و رامين كه در اصل به زبان پهلوي بوده و فخرالدين گرگاني به فارسي برگردانده بسيار زيبا توصيف شده است، دورهاي كه از تمام مناطق ايران به اصطلاح امروزي «ازاله بكارت» شده بود، گيلان همچنان بخاطر شجاعت مردمانش در برابر كساني كه قصد تجاوز به او را داشتند دوشيزهاي باكره ماند و آرزوي وصال وي را بسياري از جهانخواران و متجاوزان به گور بردند.
كلام آخر اينكه مگر مدعي نيستيم كه ملت خوش ذوق و با استعدادي هستيم؟ چگونه است كه از پس ساختن جوكي كه عاري از توهين و فحاشي بوده و در عين حال به همان اندازه جالب و مفرخ باشد بر نميآييم؟ وگرنه جوك و طنز به خودي خود چيز بدي نيست و كسي هم بدان معترض نيست. اما مغز بيمار و عليل بعضيها، شايد هم براي رد گم كردن ديگران از ناتوانيهاي احتمالي خود و يا ارضاي تمايلات حيواني و اميال بيمارگونه خود توهين ديگران را علاج كار ميبينند. درتاريخ عضدي آمده است كه آغامحمدخان قاجار كه خواجه بود 17 زن در حرامسراي خود داشت و چون قادر به كامگيري نبود با مشت و لگد و شلاق به جان آنها ميافتاد. باري اگر احترام متقابل بين انسانها وجود نداشته باشد از ياري و مساعدت متقابل در روزهاي سخت و بدبختي هم خبري نخواهد بود و اين همان چيزي است كه دشمنان مردم و مرز و بوم ما بيشترين بهره را از آن خواهند برد.
استفاده از اين خبر فقط با ذكر نام شمال نيوز مجاز مي باشد .
|
نظرات خوانندگان :
|
- من به عنوان يك مازندراني اين مطالب را كاملاً تاييد مي كنم. اي كاش روزي برسد كه ديگر جكي عليه يكديگر نسازيم. از اينكه منظور از اين جك ها كل شمالي ها مي باشد شكي نيست.
- سلام علیکم
جناب آقای علیپور دست مریزاد، در باره کلیات مطلب بسیار مستدل و متین شما با ید به شما احسن گفت که برای اولین بار جراءت نموده اید و اینجوری رک سخن گفته اید این امر نشان از واقع بینی شما به مسائل دارد در این زمینه من با اجازه می خواهم دومطلب را یاد آوری نمایم:
1_. کاش به این موضوع اشاره می نمودید که گویند « من از بیگانه گان هرگز ننالم هرآنچه کرد با ما آن آشنا کرد ( اشتباه موجود در شعر را ...) و یا از ماست که برماست» و آن اینکه متاسفانه عده قلیلی از هم ولایتی های مان بخصوص از خطه گیلان گاهی خودشان این جوکها را ناخواسته بیان می کنند و این زیبنده مردمانی که شما تعریف درستی از سابقه علمی ، فرهنگی و ... آنها ارائه نموده اید نیست.
2_. بعید می دانم نسبت دادن این جوکها به رضا خان چندان صحیح باشد
- با سلام و احترام. خیلی متن زیبا و جالبی بود. البته خود شمالی ها نیز بایستی مانند مردم آذری زبان، اتحاد بیشتری با هم داشته باشند تا غنی ترین فرهنگ ایرانی(یعنی فرهنگ شمالی) حفظ شود.
- سلام
نویسنده مطالب به کدام سند نانوشته و ناگفته استناد کردند که در هیچ جای مطلب ذکر نکردند .
انتشار مطالب کذب و ساختن تاریخ هنر نیست امیدوارنم روزی بدون تعصب در مورد رضاخان صحبت کنیم تاریخ بهترین گواه خواهد بود که رضا شاه خدمت کرد یا خیانت اما در مورد ساختن جوک شاید کمی بهتر باشد بیشتر مطالعه کنیم شاید دست پنهان حکومت روس را ببینیم
- آقای محترم جوکهای منتسب به رشتی هاهیچ ربطی به مازندران نداردخواهشاگیلان رابامازندران قاطی نکنید همانطورکه ازنظرآداب ومعاشرت هیچ سنخیتی باهم ندارند عزیزدل اگربه رشت رفته باشی آنوقت می فهمی که چقدرتفاوت بین یک رشتی وساروی وجودداردکه قیاس مع الفارق است مدیرمحترم سایت خواهشاجلوی این قیاسهارابگیرید...واقعاافتخارمیکنیم که مازندرانی هستیم نه چیزدیگر.اگرغیراین بودپس جنوبی هاچه غربی هاشرقی هاهمه یکجورند0....آقابازهم میگم مامازندرانی هستیم نه غیرازاین ساروی بودن ومازندران راعشق است .....
- سلام
خدمت نویسنده مطلب آخر عرض کنم یکی از ایراداتی که هم ولایتی های خطه گیلان از مازندرانی ها می گیرند اینکه ما خیلی عصبانی هستیم دوست عزیز من هم یک مازندرانی هستم (التبه جسارتا ساروی نیستم ) ولی در جوکهایی که می کفته می شود می گویند یکی شمالی شمال هم از دید آنها از آستارآ ست تا مرز گلستان با ترکمنستان سئوال به من بگو شما این قدر از مازندرانی بودن افتخار می کنی آخر مازندران چی داره که دیگر استانها ندارند (جز یک سری عقب افتادگی اقتصادی و توسعه ای که لعنت کند باعث و بانی کار و ان هم کسانی نیستند جز یک آدمهای بی عرضه بعنوان وکیل و مدیر) ای بابا کاش می گفتی ما همه مون اول ایرانی هستیم بعد مسلمان هستیم بعد شیعه هستیم اصلا اینجورجوک ها برارزنده هیج ایرانی نیست هم شهری جان ثابت هکردی اتا کمه عصبانی تشریف دارنی
- من يك مازندراني هستم كه ليسانس خود را در دانشگاه گيلان و فوق ليسانسم را در دانشگاه تهران اخذ كرده ام. خطاب به آن هم شهري با شعور !!! ساروي ام اولاً بايد بگويم كه براي شناخت مردم رشت بايد با آنها زندگي كني. سطح فرهنگ و شعور "رشتي هاي اصيل" قابل مقايسه با ساير ايراني ها و حتي گيلاني هاي غير رشتي نيست (غير از انزلي و لاهيجان كه با فرهنگ ترند). ثانياً اگر دقت كرده باشي جك ها در ابتدا در ايران براي اقوامي ساخته شده بودند كه بيشترين تاثير را در انقلاب مشروطه داشته اند. به علاوه چون بعيد است رضاخان داراي آن مقدار از امكانات اطلاعاتي و خبري باشد كه بتواند اين جك ها را بسازد و منتشر سازد, من فكر مي كنم اين جكها را كساني ساختند كه از مشروطيت ضربه بيشتري ديده بودند (روسها و انگليسي ها) تا بتوانند اين اقوام را سركوب و خمود سازند. ثالثاً ما و گيلاني ها و تاحدي هم گلستاني ها از يك نژاد مي باشيم. برويد و از پدر محترم خود بپرسيد كه اسم زبانش چيست حتماً مي گويد گيلكي. بنابراين ما با گيلاني ها قاطي هستيم (كه مايه اقتخار است). حالا اينكه چرا اين جك ها فقط به اسم رشتي ها ساخته شد (عليرغم اينكه قطعاً منظور از آنها كل شمالي ها به ويژه غرب مازندران و كل گيلان است) اين است كه رشت بر خلاف تبريز و ساري تنها نقطه اتصال گيلان به تهران است. و نيز اين شهر از نظر تاريخي هم نقطه تجمع مردم گيلان و غرب مازندران براي تجارت بوده است. رابعاً, من كه چند سال است در تهران زندگي مي كنم مي بينم كه متاسفانه بعضي از تهراني ها ناخواسته و نفهمانه اين جك ها را توسعه مي دهند حال آنكه هزار بار در مورد خودشان بيشتر صدق مي كند و اين را همه مي دانيم. خداوند به همه عقل بدهد... انشاالله ...
زنده باد گيلان و مازندران, و كل ايران. كور باد چشم استعمار نجس.
- اينجانب نظرات خوانندگان را دنبال كردم و ارتباط منطقي آنها را يافتم. خطاب به اين آقاي "عشق ساري" بايد عرض كنم كه داشتن يك هم استاني با سطح فرهنگ شما براي من ننگ است. شما از همانهايي هستيد كه در داخل مازندران نيز بين اين شهر و آن شهر جبهه بندي مي كند. رفتار رشتي ها با غير رشتي هاي گيلاني بسيار بهتر و با شخصيت تر از رفتار شما ساروي ها با ماست. اين در حالي است كه رشت حداقل دو برابر ساري مي باشد و از نظر سطح شهر نشيني قابل مقايسه با ساري نيست و بسيار با فرهنگ تر و باسواد تر از آن مي باشد و نيز جالب آنجاست كه بر خلاف ساري (در مقايسه با بابل) بيش از سه برابر دومين شهر گيلان يعني انزلي است. مركز استان شدن رشت هم برخلاف مركز استان ما (ساري) تنها در وسط استان قرار گرفتن آن نيست. بلكه اين شهر از ابتداي قاجار مهمترين شهر شمال ايران بوده و در حال حاضر نيز تنها شهر مورد توجه شمال ايران مي باشد (به سايت BBC رجوع كنيد). من از اينكه هم زبان و هم نژاد مردم گيلان مي باشم افتخار مي كنم. اين شما هستيد كه به علت كينه بي منطق خود با گيلك ها حتي با اسم زبان خودتان هم مشكل داريد (تازگي ها به زبان خود به جاي گيلكي مي گوييد مازندراني و شمالي و . . .). شما نيز بهتر است از اين به بعد وقتي به شهري رفتيد سعي كنيد نيمه پر ليوان را ببينيد. معلوم نيست در آن يك سالي كه در رشت زندگي كرديد چه بر سرتان آمده است كه اين همه عقده داريد. لابد در آن سال در گيلان دنبال كارهايي بوديد كه يك عمر در ساري به انجام آن خو گرفته بوديد!!! بهتر است به حال خودتان تاسف بخوريد كه فساد از در و ديوار ساري بالا مي رود. خداوند به شما عقل و فهم و فرهنگ و دين بدهد انشاالله. در ضمن محض افزايش اطلاعات و سواد شما بايد بگويم كه اولاً در برهه هايي از تاريخ ايران حكومت هاي شمالي (ديلميان آل زيار آْل بويه و . . .) كه همگي گيلاني بودند بر كل شمال و قسمت هاي زيادي از ايران حكومت مي كردند. ثانياً شمال ايران مثل يك كوچه بن بست است كه از گلستان شروع شده به گيلان ختم مي شود. ساكنان اين كوچه نيز از ورودي آن يعني گستان وارد شده اند. زيرا در غير اين صورت مي بايد ما شمالي ها ترك زبان مي شديم. پس نتيجه مي گيريم كه شمالي ها بيشتر از يك نژاد مي باشند كه با تيره هاي جنوب البرز و ساكنان قديمي ايران و نيز مهاجران ترك و اسلاو (روسيه) و . . . آميخته شده اند. مردمان اين نژاد واحد با گذشت زبان به به علت داشتن آب و خاك كافي كمتر با يكديگر ارتباط داشته اند. اين امر باعث تفاوت لهجه زبان گيلكي در شمال شده به طوري كه اين تفاوت لهجه را مي توان حتي از يك روستا به روستاي ديگر نيز مشاهده كرد و اين طور نيست كه به محض ورود به يك استان يا شهرستان لهجه فرق كند. آقاي "عشق ساري" بهتر است بعد از خواندن "تاريخ مازندران" كتاب "ما چگونه ما شديم" دكتر زيبا كلام را بخوانيد. كتاب "تاريخ گيلان" دكتر افشين پرتو هم خوب است.
زنده باد ايران زنده باد گيلان و مازندران و گلستان زنده باد ايران واحد
جاويد از چالوس
- قابل توجه دونفری که به نظرماایرادگرفتند.عزیزان دل اولا بفرماییدواژه شمالی راچه کسانی بکارمیرندوازکی واردواژه ادبیات ایران شده است .درکجای تاریخ ایران سراسرنوارشمالی ایران دارای یک حکومت واحدبوده اند.وباهم مراودات داشته اند.چراقسمتی اعظم ازاستان تهران مانندفیروزکوه واوشان وفشم ولواسانات که به لهجه مازندارنی صحبت میکنندرانمیگویید.ولی چه اصراری داریدکه مارابه رشتیهابچسبانید.نکندشمانسبتی باآنهادارید.عزیزان من خودم قریب یکسال دررشت زندگی کردم البته به اجبارودیدم که فقطبایدتاسف خورد.که آنهاچه دشمنی وکینه ای ازمازندرانیهادارندوچشم دیدن مازندرانیهاراندارند.
تاریخ چندین هزارساله مزندران وطبرستان خودگواه این عرایض است .وبازهم میگوییم که مازندارن شهرمایادباد همیشه بروبومش آبادباد
مازندران راعشق است ومرکزانراساری هم بشتر.واین باعث غروراست ولاغیر
- این دورغ می باشد شمال نیوز کی گفته رضا شاه بانی این کاره این را بشتر تهرانیها دورست کردنند. بابا دورغ نوشتن هم حد و حدودی دارد شمال نیوز جان
- با عرض سلام، من اهل آمل هستم به مثابه کارم به تمام شهرهای شمال رفت و آمد دارم خدمت این آقای عشق ساری عرض کنم که اولاً ساری با اون مدیرای دهاتیش مایه ننگ مازندران البته خیلی هم جای تعجب نیست چون غالب جمعیت ساری دهاتی هایی هستند که چند سالیه وارد شهر شدند آدمایی کینه ای و ضعیف که ضعفشونو با واکنشهای پر از عقده میخوان جبران کنند. من نمیخوام به بخش فرهیختش توهین کنم اما بقول اون دوستمون این آقاعقده های شخصی خودشو با پیش زمینه این جوکها برد رشت اونا هم زدن تو پوزش که دمشون گرم حالا عقده ای تر از قبل میاد اینجا اراجیف مینویسه. اینو بدون مرم رشت اگه طرف و با فرهنگ ببینند جونشونو براش میدن آره آقای عزیز. چون خود هم رشت فروش دارم هم ساری اصلا چقدر خداییش افسوس میخورم ما زیر نظر رشت نرفتیم افتادیم دست یه مشت ساروی بی کلاس امل عقده ای.
اگه زبان شما سارویها مازندراینیه، مال خودتون. زبان ما آملیها -همونایی که شما ازشون بدتون میاد- گیلکیه و به این زبان و هر نوع وابستگی دیگری با مردم فرهیخته گیلان بخصوص رشت افتخار میکنیم حتی اگه در حد هموطن بودن باشه. با این حرفت از هم استانی بودن( به اجبار) با شما ساروی ها شرم میکنم . آخه واقعاً اون شهر چی داره جز یه مشت عقده ای که همه شهر های استانو انداختن به جون هم و هرچه به سمت غرب میریم شهرها محروم ترن. البته وقتمو گرفتم چون عمراً درج بشه. خدا یاورتون
- این نظر چه اشکالی داشت در رابطه با جوکهای رضاخانی در سایت نگذاشتید جناب آقای جاوید از چالوس سلام علیکم قبل از هر سخنی باید عرض کنم فهم انسا نها از مسائل متفاوت است و قضاوت آدمها نیز در مسائل به میزان فهم او بسته است. در این زمینه جبران خلیل جبران داستانی دارد با عنوان: « معرفت و نیمی از معرفت» که داستان چهار قرباغه ای است که هر یک معرف افراد هستند که تنها خود را حق می پندارد و کسانی را که از غیر خودش فکر می کنند را گمراه و باطل و الی... (مجموعه پیشتاز انتشارات نیک فرجام) خدمت شما عرض کنم، اولا برای این حقیر بعنوان یک مازندرانی(غیر ساروی ) مشخص گردید حرف های آقای بقول شما عشق ساری ارزش جواب دادن ندارد ( لازم به یاد آوری است ایشان یقینا نماینده مردم شریف و ذیع شعور ساری نیست) و بدرستی اشاره نمودید ایشان از دسته ادمهایی هستند که بذر فتنه و تفرقه را در بین شهروندان شهر های مختلف استان می پاشند. ثانیا به نحوه نگارش و حتی صحت مطالب شما ایرادات فراوانی وارد است که تنها به بخشی از آنها اشاره می کنم: 1_. ادبیات بکار گرفته شده توسط شما اصلا قابل دفاع نیست، 2_. ایرادی که به بکار بردن لهجه(گویش) مازندرانی به جای گیلکی گرفته ای وارد نیست. زیرا به شهادت اکثر زبان شناسنان لهجه (گویش) مازندرانی یک واقعیت بوده و متفاوت از لهجه (گویش) گیلانی و یا همان گیلکی است.تازه دلیلی ندارد اگر تاکنون به غلط از لفظ گیلکی استفاده می شد همچنان ادامه یابد. جستارتا مزید اطلاع شما و دیگر عزیزان عرض کنم که گیلکی، مازندرانی و... لهجه نیستند بلکه همگی گویشی از زبان فارسی اند. 3_. در رابطه با حکومت سلسله هایی که بر خطه شمال حکمفرمایی نمودند ، شما را به کتاب« دو قرن سکوت» دکتر زرین کوب ارجاع داده شخصا سکوت می کنم. 4_. شما چرا بدون ارائه تعریفی از فرهنگ اعلام می کنید مردم فلان شهر و یا فلان منطقه از فلان شهر با فرهنگترند و هکذا. منظور شما از اینکه با فرهنگترند یعنی چه؟ مگر فرهنگ غیر از باورهای دینی، ملی، محلی و یا رعایت یکسری هنجارهای پذیرفته شده است؟ 5_. اینجانب همانطوریکه در یکی از نظرات قبلی نوشتم، متعقدم هر جند متاسفانه این جوکها گفته می شود و یک واقعیت است ولی نسبت دادن آن به رضاخان صحیح نیست زیرا نه با روحیات و ذائقه یک دیکتاتور جور در می آید و نه بقول یکی از بیننده گان محترم سایت امکان نشر آن برای او وجود داشت واین کار قطعا کار یک سری آدمهای مریض الحوال مرکز نیشین است. احمد الله وردی زاده لداری
- اي كاش نظرات خوانندگان را به ترتيب و به دنبال هم درج مي كرديد. به نظر مي رسه ترتيب واقعي شون با اون چيزي كه فعلاً در سايت قرار گرفته فرق داشته باشه!!! اين نظر من رو لازم نيست درج كنيد فقط بي زحمت انجامش بدين.
- آقای علیپور من که شمارا نمیشناسم . اما خودتان را با این حرفهای بی ریشه بی اعتبار نکنید .
اگر اینچنین قضاوت شود که بسیار هم سطحی و پیش پا افتاده است . مطمئن باشید آیندگان هم در مورد " جوک هاو مسخره سرائی ها " این دوره و زمانه که تصادفا" بی شمار هم هست . چنین قضاوتی سر دستی خواهند کرد و آن را به شخصیت های برجسته مملکت نسبت خواهند داد .
رب شرح لی صدری* ویسرلی امری* و احلل عقده من لسانی* یفقهو قولی*
این جناب یک شمالی (بابلی) از شمال دور افتاده و به دلیل علاقه به موطن اصلی خودم از بازدید کنندگان دائمی سایت شمال نیوز هستم و از اول نظرات نوشته شده در مورد این مطلب آقای علیپور را دنبال نمودم و این مین مطلبی است که می نویسم. ولی این بار دوست دارم از زاویه دیگری به قضیه نگاه کنم و آن اینکه یکی از مکارم و فضایل اخلاقی که در دین مبین اسلام به آن سفارش فراوان شده است، رعایت ادب است. حال این رعایت ادب می تواند در رفتار و گفتگوی حضوری باشد و یا امروزه به کمک تکنولوژی آی تی در عرصه گفتگوی اینترنتی. اما خلاصه تعریف ادب « ادب عبارت است از نگهداری اعضاء و جوار از حرکات و گفتار ناپسند و مردم را در حدود پایه خود احترام گزاردن» در این زمینه بهتر است ما ادب را از مکتب پیغمبر و آل او بیاموزیم. زیرا او و خاندانش ادب را از پروردگار خود آموختند و خودش به خداوند فرمود « ادبنی ربی فاحسن تادیبی» متاسفانه باید عرض نمایم این مهم از سوی بعضی از دوستانی که در این گفتگوی اینترنی شرکت نمودند رعایت نشده است. بخصوص از سوی کسانی که خیلی ادعای غیرت دارند و بعضا از سوی کسانی که جوابی برای ایشان نوشتند. دوستانی را که درصدد جوابگوئی برآمدند توصیه می نمایم در این زمینه به همان شعر معروف لقمان حکیم اقتدا کنند. اما جواب دوست عزیز غیرتی مازنی خودم: من فکر می کنم اولین شرط غیرتی بودن در هر مسئله ای تسلط بر خیشتن است. دوست عزیز حال اگر کسی در موضوعی واقع بینانه برخورد نمود و مخالف نظر شما بود باید بی غیرت تلقی شود؟ واین جوری به او توهین شود؟ آیا فکر می نمایی ناموس فقط زن و بچه اند؟ پس آبروی دیگران و حیثیت مردم و طرف سخن شما ناموس تلقی نمی شود؟ ضمن اینکه غیرتی بودن با تعصبی بودن به اندازه 180 درجه متفاوت است. مگر هیج کدام از دوستانی که در این گفتگو شرکت نمودند بر درستی و واقعیت بودن محتوی این جور لیطفه ها صحه گذاشتند آن شما انگه بی غیرتی را به آنها می چسانید. من فکر می کنم بهتر است دوستانی که با عصبایت در این گفتگو شرکت می کنند بهتر است قدر سعه صدر بیشتری بخرج داده و با استدلال منطقی تری وارد عرصه گفتگوهای اینچنینی بشوند.
الله وردی زاده لداری احمد
- من از اول مطالب اين بخش را مي خواندم ولي گفتم شايد نيازي نباشد كه اظهار نظر كنم. چون فكر مي كنم اين نويسنده مطلب آخر به قول دوستمان همان آقاي "عشق ساري" است كه حالا كمي با فهم شده لازم ديدم جواب ايشان را بدهم. آقاي "عشق ساري" من اهل رامسر هستم. هم رشتي ها را ديده ام و هم ساروي ها را. اولاً منظور از اين جك ها كل شمالي هاست و اين را خود شما هم مي دانيد. فقط كافي است يكبار جلوي يك تهراني كه اين جك ها را تعريف مي كند بگوييد كه من رشتي نيستم آن وقت ببينيد در جوابتان حتماً مي گويد كه ما به كل شمال مي گوييم رشت. بنابراين اين شما هستيد كه با تاييد اين جك ها به ناموس خودتان توهين مي كنيد!!! و بايد به غيرت شما شك كرد!!! ثانياً من هم قبول دارم كه فرهنگ شمال ايران در همه جا يكي نيست. ولي اين طور نيست كه اين فرهنگ با خروج از گيلان و ورود به مازندران تغيير كند. فرهنگ شرق و غرب مازندران خيلي با هم فرق مي كند. اتفاقاً اين جوك ها به اشتباه به مواردي اشاره دارند كه در كل شمال مشترك است. يعني حضور اجتماعي زنان و . . . كه مايه افتخار شمالي هاست. همه مي دانيم كه از نظر آمار فساد گيلان و مازندران و گلستان آبرومند ترين مناطق ايران هستند. ثالثاً من هم آرزو مي كنم اي كاش ما جز رشت بوديم تا از تمدن و فرهنگ بالاي اين مردمان بهره مي برديم. براي من آرزو شده است كه يك بار يك ساروي مرا ببيند و بداند كه من رامسري هستم و من را تحقير نكند. چيزي كه هرگز در رشت نديدم و جز با عزت و احترام با من برخورد نكردند. ثالثاً آقاي عشق ساري من رشت را دوست دارم چون برخلاف ساري مردمان بسيار متمدن و با فرهنگي دارد و هيچ نيازي به دلسوزي "مكر آميز" شما ندارم. اين شما هستيد كه مي خواهيد ما را به زور به خودتان وصل كنيد. رابعاً ما خودمان را به رشتي ها مي چسبانيم چون اين جك ها را قبول نداريم. مطمئن باشيد حتي تهراني ها هم اين جك ها را قبول ندارند ولي عادت دارند براي كل ايران حرف در بياورند. در موارد جدي بارها ديده ام كه تهراني ها از شمال به ويژه رشت هميشه به نيكي ياد مي كنند. خامساً آقاي عشق ساري اين را آويزه گوش خود كن: "ما ايراني ها مردمان نخبه كشي هستيم هركس و هر قومي كه در طول تاريخ اين كشور بيشتر فهميد و خدمت كرد بيشتر مورد توهين قرار گرفت". به فرموده حضرت علي (ع) "ملتها به چهار چيز نابود مي شوند: دوري از اصليات پرداختن به فرعيات خوار شمردن بزرگان بزرگ كردن خواران". و متاسفانه شما و هم فكران تهراني تان هر چهار كار را داريد انجام مي دهيد...
- چرا اين مطلب من رو درج نكرديد؟ يك بار ديگر مي فرستمش:
جداً كه اسم زبان ما مازندراني ها يك افتضاح فرهنگي و هويتي است. در هيچ كجاي ايران (و شايد هم دنيا) نمي توان قومي را يافت كه اسم زبانش با اسم استانش يكي باشد!!! مردم غرب مازندران از نظر زباني با گيلان (به ويژه شهرستان رودسر) كاملاً اشتراك دارند و به زبان خود مي گويند گيلكي. پس حالا كه اينها جزء مازندران هستند (مي گويم حالا زيرا از رامسر تا چالوس زماني جزء گيلان بود) تكليف اسم زبانشان چيست؟! لابد اسم زبان مردم گلستان هم تا ديروز مازندراني بود و امروز گلستاني مي باشد و فردا . . . !!! واقعاً مسخره است . . .
پدر ها و پدر بزرگهاي ما به زبانشان مي گويند گيلكي. چگونه ممكن است آنها اسم زباني را كه سينه به سينه به ارث گرفته اند اشتباه بگويند!!! اين حرف توهين به آنها است . . .
شايد گيلكي يكي از لهجه هاي زبان پهلوي در شمال ايران بود كه با گذشت زمان همانطور كه زبان مناطق مركزي ايران تغيير يافت (به علت حمله اعراب و . . .) از فارسي فاصله گرفت و تبديل به يك زبان شد. سپس به علت عدم ارتباط ميان مناطق مختلف شمال (به خاطر آب و خاك كافي همانطور كه دوست قبلي گفتند) داراي تنوع لهجه بسياري گرديد. بنابراين از نظر من زبان ما مازندراني ها قطعاً يكي از لهجه هاي زبان بسيار زيباي گيلكي است.
از اين گذشته گفتن اين حرفها چه فايده اي دارد در حالي كه در مازندران در حال حاضر همه فارسي حرف مي زنند و به اينكه كمتر لهجه داشته باشند و بيشتر شبيه تهراني ها حرف بزنند افتخار مي كنند!!! اين حرف هاي ما يعني دعوا بر سر چيزي كه وجود خارجي ندارد!!!
- واقعابايستي به غيرت امثال شمامازندرانيهاتاسف خورد...آقايان مازندرانيهاي عزيزدراين جوكهاشمارانيزقاطي ميكنند..ومتاسفانه خودتان داريدميگوييدبه ماهم به رشتيهاچسبيده ايم ..بله بايستي حس وطن دوستي داشته باشيم ولي جايي كه به ناموس شماتوهين ميكنندآيابازهم بايستي خودرابه رشتيهاچسباند..مازني هاي عشق گيلان مثل اينكه شمامتوجه نيستيدكه چطوراين آقاي نويسنده مقاله به شماوبه ناموس شماتوهين كرذه است ..بحث ساروي بودن نيست بحث ناموس وشرف ماست ..آقاي نويسنده دراين جوكهاميگوينديك رشتي چنين است نه اينكه بگوينديك شمالي ..حالاچطورشمابه خودتان اجازه ميدهيدكه كل خطه شمال راقاطي لين مسيله كنيد..آقايان مازني فكرميكنم نويسنده مقاله خودرشتي است وميخواست به نوعي حس شمالي بودن رادرهمه زنده كندونوعي يارگيري كندپس شمااشتباه نكنيد..بحث ساروي بودن ومازندراني بوذن نيست اينجامساله ناموس است كه به نوعي به كل مازندرانيهاتوهين شده است ولله قسم نميتوان كل شمال وفرهنگ آنهارامثل هم دانست ..بياييدكمي باخودتان خلوت كنيدوببينيدكه عمق بحث چه ميباشدآنوقت يقينابه اين نتيجه ميرسيدومطمناجلوي اين جورمطالب اراجيف ومزخرف خواهيدايستاد..لعنت خدابركسي كه به ناموس انسانهاتوهين ميكند... وبايستي تاسرحدجان ازناموسمان دفاع كنيم ..نه اينكه اجازه بدهيم هركس ازخدابيخبربه كل جمعيت شمال توهين كند..
- ما گلستانیها بزرگترین شانس خود را زمانی ائردیم که از مازندران جدا شدیم .من به عنوان یک گرگانی از بین شهر رشت وساری شهر رشت را بهخاطر مردمش دوست دارم
- شما گرگانیها لیاقت همان زابلیها شاهرودیها و...را دارید
- اصلا هم این جک ها مربوط به شمالی ها نیست مربوط به رشتی هاست.
ما مازندرانی هارو حالا که نوبت جوک و توهین شده قاطی نکنین. دوما پهلوی اول اینکارو نکرده بلکه احتمالا از زمان پهلوی دوم بوده است .
راست میگین بگین دریای مازندران، بپذیرین که گیلان و مازندران و گلستان و سمنان و تهران و ... جزوی از تبرستان باستانی بودند. بپذیرید که لنگرود جزو مازندران بوده، و بسیاری چیزهای دیگر اونوقت ما هم علیه کسی که علیه شما جوک دربیاره اقدام می کنیم
- اصلا هم این جک ها مربوط به شمالی ها نیست مربوط به رشتی هاست.
ما مازندرانی هارو حالا که نوبت جوک و توهین شده قاطی نکنین. دوما پهلوی اول اینکارو نکرده بلکه احتمالا از زمان پهلوی دوم بوده است .
راست میگین بگین دریای مازندران، بپذیرین که گیلان و مازندران و گلستان و سمنان و تهران و ... جزوی از تبرستان باستانی بودند. بپذیرید که لنگرود جزو مازندران بوده، و بسیاری چیزهای دیگر اونوقت ما هم علیه کسی که علیه شما جوک دربیاره اقدام می کنیم (گرچه در واقعیت می کنیم ولی نه به طور جدی)
- منطقه شمال ایران از زمان های دور از دسترس حمله دشمنان ایران بودهاست . دلایل:1 -مو قعیت جغرافیای شامل کوه های بلند وجنگل انبوه و حیوانات وحشی 2-مردمان شجاع وجنگجو که بصورت قبیله های کوچک زندگی می کردندو هر کدام رئیس و رهبر داشتند که در مجموع سرکرده های محلی وزیر نظر پادشاه محلی بودند . در زمان های دور کل جمعیت ساکنین شمال به صد هزار نفر نمی رسید وزبان انها گیلک شاخه از زبان پهلوی بوده است .در زمان حمله اعراب تنها نقطه ای از ایران به مدت دویست سال فتح نشد شمال ایران بود در زمان هارون الرشید حجاج یوسف سقفی 11 بار به گیلان لشکر کشید و نتوانست گیلان را فتح کند وتوسط قوم دیلم که در منطقه اشکورات رامسر و رود سر کنونی می زیستند دفع شدو از دل ان مبارزات حکومت ال زیار و ال بویه بیرون امد که گنبد قابوس یادگار ان دوره است .ابن سینا به مدت 8 سال از وزیران ال بویه بوده است.دوستان اگر تاریخ خودتان را بخوانید وحدت شما بیشتر می شود . پیشنهاد :هر عملی عکس العملی دارد برای خنثی شدن جک ها شما هم برای تهرانی ها جک بسازید وبرای انها ارسال فرمایید .
- بهتر اينه كه قبل از درج نظر خوانندگان ،نظرات خوانده شود تا اينقدر سطح سايت پايين نيايد. كم مانده بعضي از خوانندگان به هم فحش ناموسي بدهند!!
- اين چه مطالبي .... بود كه هم استاني قبلي ما گفت. حتي ما غرب مازندراني ها هم خود را جز مازندران نمي دانيم چه رسد به تهران و گلستان و سمنان و . . . . اين اراجيف را از كجايت در آوردي آقاي كدو؟؟!! طبرستان باستاني چه صيغه اي بود؟؟ وقتي عرب ها سرزمين شما را گرفتند اسمش را گذاشتند طبرستان. رنگ تيره پوست شما شرقي ها هم به خاطر همين است (با عرض پوزش). صد رحمت به ما غربي ها و هم نژادان گيلاني مان كه هرگز قومي نتوانست سرزمينمان را بگيرد حتي روسها.
تا همين چند ده پيش كل غرب مازندران جزء استان شماره 1 بود (در كمال افتخار) كه بعد از نامگذاري استانها از استان شماره 1 (كه گيلان نام گرفت) ما را جدا و به استان شماره 2 (كه مازندران نام گرفت) ملحق كردند (در كمال تاسف). حالا كدو جان بگو لنگرود كجا جزء شما بود؟؟؟
درياي مازندران را خانم اشرف پهلوي (. . . بين المللي) كه تنها افتخار شما شرقي مازندراني ها است!!! اختراع كرد و گرنه اين اسم حتي از خزر هم مجهول تر و بي هويت تر است. در تمام دنيا به اين دريا مي گويند كاسپين كه مربوط به قوم گيل است و در زبان گيلكي غرب مازندران معني مي دهد.
دوم اينكه آقاي ... خود گويندگان اين جك ها (تهراني ها) شما را در آنها شريك مي كنند چه ربطي به نويسنده مقاله داره؟ يعني تو با خواندن مقاله و نظرات خوانندگان اين را نفهميدي؟ واقعاً كه . . .
هادي از شهسوار
- خدمت دوست عزیزی که گفتند لنگرود جزو مازندران بوده(!!) باید عرض کنم قبل از آنکه شاه عباس حکومت گیلان را در حدود سال 1000 هجری به صورت واحد در آورد و مرکزیت آن را به رشت واگذار کند، گیلان را دو بخش بیه پیش و بیه پس به مرکزیت لاهیجان و فومن تشکیل می داد که بخش بیه پیش از شهسوار تا حدود کوچصفهان(25 کیلومتری غرب لاهیجان، 20 کیلومتری شرق رشت) را شامل میشد در حالی که لنگرود در 12 کیلومتری شرق لاهیجان قرار داده وحدود 80 کیلومتر با شهسوار(مرز سابق گیلان و مازندران) فاصله دارد!! و رابینو نویسنده کتاب ولایات دار المرز ایران (کنسولیاری بریتانیا در رشت) نیز از لنگرود به عنوان بندر طبیعی لاهیجان نام برده است (صفحه 399)
کاش کمی قبل از سخن گفتن مطالعه می کردیم تا هر سخنی را از زبان نرانیم ...
اما راجع به بحث اصلی باید بگویم که دوستان می دانید فرق ما شمالیها با کردها و ترکها چیست؟ فرقمان این است که اگر آنها هم مثل ما با هم اختلاف دارند اما در یک محیط جمعی بر خلاف ما چنان با هم متحد میشوند که گویی تمام اختلافات را به یکباره از یاد می برند اما ما...
اگر آن دوست عشق ساری هم در یکی از دانشگاه های تهران دانشجو بودند اینک اینگونه سخن نمیگفتند که گویی تهرانیان مردم ساری را به چشم مردم نیویورک می بینند(!!) یک تهرانی فقط تهرانی را قبول دارد و بس غافل از اینکه کمتر کسی پیدا می شود که لا اقل 3 نسل پیشش نیز ساکن تهران بوده باشد!!!
بنده به عنوان یک لاهیجانی به شمالی بودن خود افتخار کرده و به تمام شمالیها اعم از رشتی، ساروی و... احترام می گذارم.
در ضمن دوست عزیز فکر نمیکنم اینکه بپذیریم لنگرود جزو مازندران بوده یا نه به اندازه مقابله با توهین هایی که خواه بخواهید یا نه متوجه خود شما هم هست اهمیت داشته باشد. در ضمن مگر این توهینها را شما میکنید که با اطمینان می گویید متوجه چه کسی هست و چه کسی نیست؟!!
درود بر شمالی، مرگ بر تفرقه افکن غیر شمالی، ننگ بر تفرقه افکن شمالی
آرش از لاهیجان
- همه جای ایران سرای من است.همه ما مخلوق خداوند رحمان هستیم.خداوند رحمان ذات ما انسانها را طوری آفریده که دارای اصول مشترک باشیم مثلا دروغ ,دزدی,خیانت در امانت,بی وفایی,تنبلی,ترس,خود فروشی وناموس فروشی و... در همه جای دنیا ودر میان همه اقوام جزء رزایل محسوب میشود ودر مقابل صداقت ,رزق حلال,امانتداری,ناموس پرستی ,شجاعت,فعالیت مثبت و.... در همه جای دنیا جزء فضایل محسوب میشودو این به هیچ جغرافیایی وابسته نیست حال اگر رزایل یا فضایل فوق الاشاره در فردی کمرنگ یا پررنگ گردد به عوامل خاصی بر میگررد که جای طرح آن در این خلاصه نمی گنجد ولی این مطلب را همه ادیان ومورخان تایید میکنند در صورتی بر جماعتی رزایل حاکم شود آن جماعت محکوم به فنا هستند دوستان ,متاسفانه بیشتر جای بحث نیست من مطمئنم که شما نظراتی در رد یا قبول عرایض بنده دارید ولی باید عرض کنم که ما فرزندان بنی آدم خیلی از اهداف آفرینش واصل زندگی فاصله گرفتیم که مباحث سخیفی همچون مازنی بودن,رشتی بودن,تهرانی بودن و.... را شاخص میکنیم همه ما با ید با مثبت اندیشی در فکر تامین منافع فردی بدون اینکه به منافع جمعی لطمه وارد کنیم باشیم در فکر اثبات خود ,خانواده,روستا,شهر,استان,کشور,منطقه,قاره,کره و... باشیم.و بردارها را برا ی سرعت بیشتر وبهره مندی مادی ومعنوی افزونتر ,هم جهت کنیم.
سلام دوست عزیز از لاهیجان
احسن بر نحوه نگرش شما به مسائل و درود بر چگونگی نگارش شما. اما نمی دانم چرا آقا هادی از تنکابن اینقدر با عصبانیت قلم زدند. خوب شد عرصه گفتگو عرصه اینترنت است واگر نه معلوم نبود چه به کش به کشی به راه میافتاد. من فکر می کنم بیننده های دیگر مناطق به این حسن روابط ماها می خندند. این پنجمین مطلب بنده است که در این پینوشت ها ارائه می نمایم آخرینش توصیه رعایت ادب با استناد به آیات الهی و سنت پیامبری بود در گفتگوها حتی اینترنتی ولی ظاهرا یا دوستان نخوانند و یا اصلا گوش کسی بدهکار این حرفها نیست. حالا گیرم یک مازندرانی مدعی شود رشت هم روزی جزء مازندران بود!!!! مگر چیزی عوض می شود؟ یا یه گیلانی مدعی شود یه روزی گرگان هم جزی از گیلان بود چه اتقاقی میافتد. اصل اینه که این جوکها که متاسفانه گفته می شود براندازه هیج قومی نیست
- بابا جمع كنيد اين بساط رو تا بين اين دو استان خون وخونريزي نشد . چون بارها نشان داده شد كه آدمهاي اين دو منطقه احساساتي و غير منطقي هستند. تازه اون آقاي عشق غرب مازندران ( هادي خان!) چنان از رنگ پوست حرف ميزنه كه انگار اهل هلسينكيه! :) بد بخت تو همين دهات آمل و نور پر اين تيپ ادماييه كه تو به رنگشون افتخار ميكني. اتفاقاَ به نسبت آيكيوي پايين تري هم دارند.رنگ اصيل ايراني پوست سفيد و چشم و موي سياه هست يعني همين هايي كه تو آمل نور و نوشهر ميبيني.ضمناَ بيچاره رشتيا حتي شرق گيلان رو هم آدم حساب نميكنند ( كه خدايش حق هم دارند) چه برسه به تو كه در منتهي اليه شرق گيلاني! بجاي اين پاچه خواريها براي گيلانيها ( بجاي دفاع منطقي!) كه مثل تمام اقوام ايراني قابل احترامند و پرداختن به يه مشت مزخرف به فكر استان مستقل براي خودتون باشيد تا ما هم كمتر مزخرفاتتونو بشنويم. كاويانپور از چمستان.
- سلام به همه ی هموتنان عزیز
من به واسطه 1 دوست رشتی به این سایت آمدم
باید بگم که هر چی در مورد رشتی ها جک می گویند همه کذب محض است
من به شخصه طی این دو سه سالی که با این دوستم بودم چیزی جز فرهنگ و ادب و شعور از ایشان ندیدم و همچنین موقع مسافرت به رشت و انزلی چیزی جز مهمان نوازی از این مردم با فرهنگ ندیدم.
و باید بگویم مردم گیلان خیلی با فرهنگ تر از مردم مرکز ایران هستند.
- جناب آقای کاویانپور از یکی از روستاهای آمل!
کسی که دیگران را آدم حساب نمیکند قطعا خود آدم نیست. مردمان رشت بسیار با فرهنگ تر از آنند که کسی را آدم حساب نکنند. در ضمن این رشتیها نیستند که بیچاره اند، بیچاره شمایید که میخواهید بین مردم رشت ومردم شهرهایی مثل لاهیجان، لنگرود، رودسر و ... اختلاف بیندازید. آنها حتی شما را هم آدم حساب میکنند!
شهروندی از بزرگترین شهر شمال ایران، رشت.
- آقا استان گلستان رو زابلی ها درنوردیدند عزیزانمان در مازندران و گیلان شما نگذارید که پای زابلی ها به شهرو روستاهایان کشیده شود... که کار کاری که اینان در گلستان دارند میکنند شبیه کارهای همان یهود است با فلسطینیان...
- منظورت از اين مطلب چي....؟
- مدير مسئول محترم شمال بيوز . به نظر بنده بايد بيشر تاريخ را مطالعه كرد تا مبناء جك
بهتر مشخص شود . نگاه به رفتار انگليس ، سر خوردگي و شكستهايي كه در همان زمان حتي رضاخان از ملت غيور ايران خورده اند تماما" گوياي آن است كه انگليس براي جبران شكستهاي خود دست به اين كار زده و ما هم چاشني رفتارمان شد .مرگ بر انگليس .
- بنام خدا
ما كل مطلب و نظرات تمامي دوستان را خونديم و بنظرمون قسمت عمدة نظرات با عصابانيت و در دفاع از يك قوم ، شهر و يا منطقه به نگارش در اومده بود و شايد اگر هر كدام از عزيزاني كه نظر دادن دقايق بيشتري رو تآمل ميكردند نظراتي رو مي نگاشتند كه مي تونست بار تاريخي و فرهنگي اين بحث رو بالا ببره . بسياري از ارائه كنندگان نظر در بين نظرات خودشون به كتاب هاي تاريخي زيادي استناد كردند كه نشون مي دهه بطور عمومي اهالي استان هاي شمال ايران افرادي با مطالعه هستند كه اين خود از نشانه هاي سطح بالاي فرهنگ مردم اين منطقه هست . بعنوان يك ساروي افتخار مي كنم به كل مردم شمال ايران كه از گنبد گرفته تا آستارا پر از انسانهاي فرهيخته و با فرهنگيست كه باعث گرديدند در تمامي ادوار تاريخ اين گوشه از كشور عزيزمان ايران هميشه حضوري تاثير گذار در تاريخ اين مرز و بوم داشته باشد .
به اميد روزي كه به آن سطح از تعالي فكري برسيم كه قضاوتمان در مورد افراد ، اقوام ، شهرها ، استان ها و كشورها بر اساس برداشت هاي متقن و واقعبينانه باشد و نه تنها يك سري حرف هاي بي پايه و سبكسرانه و همچنين اميدوارم هر كدام از ما تمامي سعي و تلاش خود را بنمائيم تا بيشتر از اينكه وقت خود را در مورد قضاوت هاي بيجا و نابجا در مورد ديگران صرف كنيم ، خود را تعالي بخشيم باشد . باشد كه بدين طريق زندگي را برخود و اطرافيانمان شيرين تر وشيرين تر بنمائيم .
به اميد آنروز
پدر و پسر ساروي – حسن و پرهام
- من از مسؤولین شمال نیوز تعجب می کنم چطور اجازه می دن که این مطالب سراسر توهین ،خالی از منطق ، تا حد زیادی دروغ و ناشی از عقده های شخصی و خیالبافی رو پخش بشه.
هشداری هم برای کسانی که در این بحث های بیهوده شرکت می کنند . شاید این بحث ها عمدی و جهت دار از منابع خاصی هدایت بشن . همون سیاست معروف تفرقه بنداز و حکومت کن.
- من يك جوان ايراني مازندراني و ساروي هستم. انصافا بايد بگم از اظهار نظر دوستان خيلي دلگير و غمزده شدم. من به همه دوستان بالا سفارش مي كنم در اسرع وقت مبحث "دوست داشتن از عشق برتر است" از كتاب كوير مرحوم دكتر علي شريعتي رو بخونن و اونوقت قضاوت كنن. آقا اين چه بحث هاي انرژي بري كه من مازندراني ام و شما گيلاني؟ يا اينكه من ساروي ام شما بابلي. ما همه انسانيم و آمديم تو اين دنيا تا صفات خدايي رو به دست بياريم و برگرديم. خودتون قضاوت كنيد اين تعصب و عصبيت نيست و يكي از كارهاي اساسي پيامبر عزيز ما با از ميان برداشتن تعصب در بين اعراب نبود. عزيزان به خدا قصدم نصيحت و موعظه نيست هدفم اينه كه به خودمون بيايم. من عضويتم در هيات علمي يكي از دانشگاههاي بابل مدتهاست به دليل همين تعصب ها انجام نميشه ولي آيا اين منطقيه كه به خاطر افكار يك مسوول كارگزيني من نظرم نسبت به چندين هزار نفرجمعيت بابل عوض بشه؟ من كسي هستم كه در ساري به دنيا اومدم ولي همه ايران سراي من است و حاضرم جانم رو براي وجب به وجب سرزمينم بدم.
- باسلام لطفاتفکیک اراضی رادرنظرداشته باشید.
- من پدری رشتی ولی مادری مازندرانی هستم ازنظر مرام و مردانگی و مهماندوستی هرگز مازندرانیها به رشتیها نخواهند رسید
- شکی نیست که منظور از این جکها فقط رشتی ها هستن نه مازندرانیها...
همه میگن یه رشتی... کدوم الاغی میگه یه شمالی ؟
در ضمن از قدیم گفتن : که مازندران شهر ما یاد باد ... برو بومش همیشه آباد باد
کسی صحبتی از ریشت و گیلان نکرده. چون اصلا وجود نداشته. یه سری جنگلهای انبوه بود که عده ای قبایل جنگلی اونجا زندگی میکردن در حالیکه تو مازندران تمدن بوده. بر طبق کتب تاریخی موجود و از همه معروفتر شاهنامه...
- من نمی دانم که چرا به من رشتی می گویند که که تو مردمان دیگر شهر ها را آدم به حساب نمی آوری؟! آخر این حرف از کجا در آمده؟! من یک گیلانی هستم و همه شمالی ها را دوست دارم و بیشتر دوست های من هم غیر رشتی هستند. مخصوصا شرق گیلانی و انزلیچی با اینکه رشتی هستم.
پس این ایراد ندارد! به جای این حرف ها به این فکر باشیم که چگونه شهرهایمان را آباد کنیم و نگذاریم که با این حرفهایی که فقط ما را به جان هم می اندازد خود را تضعیف کنیم.
مهدی راد از رشت
www.caspianous.blogfa.com
- همشهري غمزده ساروي من در مورد پيامبر بايد بگويم كه واقعا تلاشهاي ايشان در كاهش تعصب اعراب چقدر هم نتيجه داد!!! در ضمن من نظر هم استاني قبلي مان را كه گفته بود در ميان نظر دهندگان (توهين كنندگان) اين سايت فقط يكي دو تا گيلاني وجود دارند كه نه به كسي توهين كردند و نه حرف هاي بي اساس به زبان آوردند تاييد مي كنم. من خودم شرق مازندارني هستم ولي بايد بگويم كه از همينجا مي توان فهميد كه فرهنگ گيلاني ها و به ويژه رشتي ها و حتي گيلكهاي مازندران (غرب مازندران) از ما شرق مازندراني ها خيلي بيشتر است (هرچند حقيقت تلخ است). ما حتي در حرف زدن عادي خود انگار داريم طرف مقابل را مي خوريم!!!
- خدمت اين دوست ساروي مودبم كه از دعواي بين خوانندگان غمزده شد بايد عرض كنم كه دوست عزيز اگر نظرات خوانندگان رو خوب بخوني متوجه مي شي كه در تمام اين نظر دهندگان فقط 2-3 گيلاني وجود داشت (يكي رشتي و ديگري لاهيجاني) كه اتفاقا جز ادب و تربيت و فرهنگ چيز ديگري از خود نشان نداند. آن دعوايي كه شما را دلگير كرد دعواي بين شهرهاي مختلف مازندارن (عموماً شهرهاي غربي و شرقي) بر اثر تبعيض نژادي ساروي ها و . . . نسبت به ديگران بود.
- خدمت اين دوست ساروي مودبم كه از دعواي بين خوانندگان غمزده شد بايد عرض كنم كه دوست عزيز اگر نظرات خوانندگان رو خوب بخوني متوجه مي شي كه در تمام اين نظر دهندگان فقط 2-3 گيلاني وجود داشت (يكي رشتي و ديگري لاهيجاني) كه اتفاقا جز ادب و تربيت و فرهنگ چيز ديگري از خود نشان نداند. آن دعوايي كه شما را دلگير كرد دعواي بين شهرهاي مختلف مازندارن (عموماً شهرهاي غربي و شرقي) بر اثر تبعيض نژادي ساروي ها و . . . نسبت به ديگران بود.
سوره هود آیه 91:
قَالُواْ يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا وَلَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ
این ایه قسمتی از داستان قوم شعیب است. با استفاده از این آیه و دیگر آیات مربوط به داستان هلاکت قوم شعیب مشخص می شود که قوم شعیب افرادی خود خواه و خود بینی بوده، خود را فهمیده و شعیب را نادا ن می دانستند و او را به باد مسخره می گرفتند، سخنانش را بی محتوا و شخص او را ضعیف و ناتوان می خواندند. این خود بینی و خود خواهی سرانجام آسمان زندگی شان را تاریک ساخته و آنها را به خاک سیاه نشاند!! نه تنها انسان که حیوان نیز اگر خود بین باشد در راه متوقف خواهد شد. می گویند یک نفر اسب سوار به نهر آبی رسید ولی با تعجب ملاحظه نمود که اسب حاضر نیست از نهر کوچک و کم عمق بگذرد، هر چه در اینکار اصرار ورزید سودی نداشت، مرد حکیمی فرا رسید و گفت آب را به هم زنید تا گل آلود شود مشکل حل خواهد شد!! این کار را کرند و اسب به آرامی از نهر کم عمق گل آلود عبور کرد. تعجب کردند و از او نکته حل مشکل را خواهستند. مرد حکیم گفت؛ هنگامی که آب صاف بود اسب عکس خود را در آب می دید و می پنداشت خود او است لذا حاضر نبود پا روی خودش بگذارد، همینکه آب گل آلود شد و خویش را فراموش کرد با سادگی از آن گذشت. با نگاهی گذرا به بخش اعظم از این پینوشت ها آدم پی به این نکته می برد همه از سر خود خواهی و خود برتر بینی و کوچک شمردن افراد و ساکنین دیگر مناطق است و اگر کمی با منطق اسلامی به موضوع نگاه شود متوجه خواهیم شد تنها امتیاز آدمها در این آیه مبارکه نفهته است و لاغیر( يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ )
با تقدیم احترام فراوان احمد الله وردی زاده لداری( لدار نام یک روستا در جنوب شرقی بابل می باشد)
- شهروندي از گيلان
من حرف هاي تند و بي اساس بعضي از دوستان را خواندم بسيار ناراحت شدم.مگر همه ما انسان نيستيم. مگر همه ما ايراني نيستيم. مگر همه ما شمالي نيستيم. ما بايستي اتحاد را از آذري زبان ها ياد بگيريم. وقتي يك جك تركي مي گي آذري ، زنجاني، همداني، قزويني، و .... همه ترك ها بدشون مي آيد.
آقاي عشق ساري حالا فرض كنيم كه اين جوك در مورد رشتي ها است. خب كه چي؟ آيا واقعيت دارد؟ آيا در تاريخ نخوانده اي كه هر كسي بيشتر خدمت به مردم كرد بيشتر مورد طعن و دروغ است؟ آيا شيخ فضل الله مورد طعن نبود ؟ آيا بسياري از بزرگان مورد تمسخر مردم نبودند؟ خدا همه ما را هدايت كند.ان شاءالله
- یک نگاه به تاریخ ورزش کشتی در ایران بکنید تا بفهمید مردی و دلاوری و شجاعت وپهلوانی با مازندران عجین شده اند مازندران کجاو........کجا؟؟؟؟؟پلنگ بیشه مازندران را نگیرد جز یل مازندرانی...در ضمن ما از مردم گیلان دفاع میکنیم ولی اینکه واسه اونا جک میگن مشکل خودشونه که باید حل کنن/
- دوست عزیز تنکابنی که غیر مسئولانه نظر میدی و عزیز رامسری که غیر مشئولانه تایید میکنی! میشه اون منبعی که نشون میده منظوره فرودسی از مازندران جایی در عربستان یا پاکستان هست رو به ما هم معرفی کنید؟ شاید جایی که فرودسی با این اوصاف ازش تعریف میکنه در اونجاها هم باشه!!!! حتماً مازندران عربستان یا پاکستان بنا به اتفاق شهرهای آمل و ساری هم که اسمشون در شاهنامه اومده رو دارند!!!! یا اون مازندران دماوند هم داره!!! شما با این حرفاتون مردم غرب مازندران رو به بی منطقی متهم میکنید که قطعاً مورد تایید بخش فرهیخته مردم اون منطقه که اکثریت هم هستند واقع نمیشه. یعنی واقعاً می ارزه بخاطره یک اختلاف منطقه ای بخشی از تاریخ مملکتمونو اینجوری به حراج بذاریم. شما در مورد مردمی دارید اینطوری صحبت میکنید که انصافاً دوستون دارند. البته ناآگاهانه. ناآگاهانه از این جهت که اگه واقعاً بدونند تا چه حد کینه توزانه در موردشون فکر میکنید، آرزو میکنید و نظر میدین و سعی در تخریبشون نزد بقیه هموطنا بخصوص هموطنای گیلانیمون دارید قطعاً تجدید نظر خوهند کرد. دست مریزاد.
از آمل
- سلام بهتر نبود مسئله رو بصورت واقعی مطرح میکردین تا بین مازندرانیها و گیلانیهای دوست داشتنی دلخوری پیش نیاد?
در تمام جوکها گفته شده یه رشتی , نه گیلانی نه مازندرانی و نه شمالی
بهتر بود اینگونه مطرح کنید که ما شمالیها باید متحد باشیم , که اگر فردی به خودش اجازه توهین به هر شهر یا منطقه ای در شمال رو داد توسط تمام مردم خطه شمال مورد اعتراض قرار بگیره به نحوی که دیگر کسی این حرف رو تکرار نکنه))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
- من كاري به كار نظرات خوانندگان ديگر ندارم خوب مصلما هر انساني نظر شخصي خودشو داره از نظر من همه ي اين جوكهاو حرفا فقط جمله اي هستن به منظور خنداندن مردم ومصلما هيچ منظور ديگري ندارد پس هيچ شهروندي (منظورم با همه ي شهروندان ترك وقزويني وگيلكي واصفهاني و...مي باشد) نبايد با شنيدن اين جوكها اصالت وشخصيت ذاتي خود را فراموش كند و همه ي ما به خوبي ميدانيم كه اين جوكها دروغي بيش نيستند.
- کسانی که بر علیه اقوام مختلف جک میگن در واقع ضعف شخصیتی و کینه توزی خودشون رو نشون می دن. در ساختن این جکها یک نکته مشترک وجود داره و اون هم اینکه توسط فارسها ساخته میشه.چون خودشون رو سرور همه ایران می دون و اقوام دیگه رو با چشم تحقیر نگاه می کنند.این اقایی که گفت هدف فقط خندوندن می باشد پس چرا در مورد خودشون جک میگن زود بر اشفته میشن. پس هر چیزی که برای خودتون نمی خواهید برای دیگران هم نخواهید.
- با سلام براي بعضي از اين دوستان خيلي متاسفم مخصوصا آقاي كاويان پور از چمستان .به نظر بنده مديريت محترم سايت نبايد نظرات اين گونه افراد بي فرهنگ را درج نمايد تا ما فكر كنيم كه اينگونه افراد هم در سايت حق نظر دادن را دارند .به نظر بنده همه ايران انسانهاي با فرهنگ وبا شخصيتي هستند آناني كه بين قوم ها اختلاف مي اندازند . بياييد با هم مهربان باشيم و با غرور ها و كم فكري ها و فكر هاي عصر جاهليت خود بجنگيم .كوچك هرچه ايراني متمدن ،چه گيلاني و مازندراني وكرد و ترك ولر وفارس وجنوبي هاي باصفا.
- ساخت جوك سياست انگليس براي كشورهاي اسلامي است كه هيچ راهي براي شكستن اتحاد آنها جز تفرقه با جوك مبتني بر روانشناسي خاص
هر منطقه پيدا نكردند كه متاسفانه موفق هم شدند و عامل اصلي موفقيتشان هم جهل و غفلت ما بوده وهست . براي اطلاع بيشتر به كتاب خاطرات مستر همفر(جاسوس انگليس در كشورهاي اسلامي ) مراجعه فرماييد.حتما
- در جواب اون اقایی که اهل امله و خیلی به سارویها ارادت داره و چیزهایی که لایق خودش بوده به مردم ساری نسبت داده بگم که من مطمین هستم خودش نه املیه و نه مازندرانی چون من فرق زیادی بین فرهنگ مردم ساری و بابل وامل و چالوس نمیبینم بلکه مشکل شما مربوط به شخصیت ضعیفته که با همه مشکل داری من به عنوان یک ساروی دوستان زیادی در تمام شهرهای استان دارم و تمام فرهنگها و لهجه ها زیبا و قابل احترام هستند با سپاس از تمام مازندرانیهای با صفا...
- واقعا با این نظراتی که خوندم فهمیدم که این جوکها تا حدودی درست هستش و شما شمالی ها با خودتون هم درگیرید ولی ترکهای باغیرت واقعا با هم متحدند
- اقای جاوید هم بهتر است کتاب تاریخ دو هزار ساله ساری را مطالعه کند و هم فرهنگ و تاریخ مازندران را بهتر بشناسد و بی دلیل به خاطر زیاده روی یک نفر در تعریف و تمجید از خود اینطوری با مردم ساری عقده گشایی نکند..... که مازندران شهر ما یاد باد همیشه بر و بومش اباد باد(فردوسی) شاد باد ای شهر ساری کز فروغ علم و دانش بینمت چشم و چراغ کشور مازندرانی(ملک الشعرا بهار)
- سلام سایتتان خیلی خوب است و پر از مطلب است
- دوستان عزيز گيلاني و مازندراني، به عنوان يك گرگاني همه جاي شمال را دوست داشته و به آن عشق ميورزم. اتحاد خود را حفظ كنيم تا مبادا جدالي كه در گلستان بين گرگاني و سيستاني رواج دارد در ديگر نقاط اين اهورايي خاك رواج يابد.
- با عرضِ معذرت، از شما بايد عرض كنم ساختنِ جكوِ در باره يه شهرهاى مختلفه ايران، مربوط به رضا شا نيست.
ب براى اولين بر سفير فرانسه در زمانِ حكومت قاجار شروع به فحاشى نسبت به شمالى ها و ترك ها و تهرانيها نمود كم كم از همين سفارت درباره يه شَر هاى ديگر كتابى در آمد كه در فرانسه موجود است. پس لطفا بدونِ اطلاعات راجع كسى يا فردى قضاوت نكنيد و آب به آسياب خارجى نريزيد.
Ba arze maazerat, az shoma bayad arz konam Sakhtane jocke dar bareh ye
Shahrhaye
mokhtalefe Iran, Marboot be Reza Sha NIST.
B Baraye Avalin Bar SAFIR FARANCE dar zamane Hokoomateh GHAJAR Shrooe be fahashi nesbat be SHOMALI HA va TURK ha va Tehraniha nemood kam kam az hamin Sefarat Darbareh ye shar haye digar ketabi dar amad ke dar farance mojood ast. Pass lotfan bedoone Etelaat rajebeh kasi ya fardi ghezavat nakonid va AB baasiabe KHAREJI NARIZID.
- من نظر اون دوست تنكابني ام رو تاييد مي كنم. به گفته اهل فن منظور فردوسي از مازندران جايي در كشمير و به قول عده اي ديگر جايي در جنوب عربستان بوده است. لطفا كمي باسوادتر و با عقده اي كمتر باشيد آقاي عشق ساري. در ضمن شما مطمئن ايد كه مردم ايران شما را با اين اخلاق زيباتون و زبان خوش آهنگتون (!!!) دوست دارند؟ شما مطمئن هستيد كه شرق و غرب مازندران مثل هم هستند (البته خداي نكرده)؟
جواديان از رامسر
- چیه الکی معرکه راه انداختین.اصلا ساری با امل یا گیلان با مازندران چه فرقی با هم دارن.من اول از همه افتخار میکنم که یک ایرانی هستم بعد مازندرانی بعد ساروی ...
- فقط یک مازندران در دنیا وجود داره اونم توی ایرانه که نه فقط مازندرانیها بلکه تمام ایران اونو دوست دارن شرق و غربش هم هیچ فرقی با هم نداره در ضمن من عاشق مازندران ومازندرانیهای اصیل هستم و به هیچ قوم دیگه ای اویزون نمیشم ....تا کور شود هر انکه نتوان دید.
- درود بر ایرانزمین و درود بر شمالیها و بالخص گیلانیها
دوستان در مورد جکها بنده به عنوان یک ایرانی و بعد یک شمالی احساس شرم میکنم! گاهی جکها را در جمع دوستان میشنوم و به ظاهر میخندم !!میدانم انها غرضی ندارند اما برای من تاسف بار است.زنان گیلانی ازادی اجتماعی زیادی دارند ایا این باید اسباب توهین وجک را فراهم کند؟ فرهنگ گیلان فرهنگی غنی است مردمی با اخلاق و مهربان. اینکه گیلانیها به زنانشان ازادیهای زیادی میدهند به اداب و فرهنگشان بازمیگردد که همچون جوامع روشن فکر برای زن ارزش زیادی غائلند. توهین به ناموس در هیچ مکتبی مورد قبول نیست. چه رشتی چه ساروی و چه... فرقی ندارد منظور زن ایرانیست. که ناموس همه ی ماست چه مازنی باشیم چه رشتی چه تهرانی چه شیرازی و چه...
بیایید با این توهین مقابله کنیم. نه اینکه به جان هم بیفتیم.
زنده باد زنان عفیف ایرانی و گیلانی
- چرا پيغام قبلي من رو درج نكرديد؟ در اون پيغام من حرفهاي دوست آملي ام رو كاملاً تاييد كرده بودم. به اين آقاي عشق ساري جديد هم بايد بگم كه به تازگي مشخص شده كه قطعاً منظور فردوسي از مازندران منطقه اي در كشمير بين هند و پاكستان بوده است. بنابراين شما شرق مازندراني ها بهتر است به شكم خودتون صابون نزنيد. مطمئن باشيد اگر هم فردوسي در مورد شما شعر مي گفت حتماً شما با اين فرهنگ و اخلاق و زبان زيباتون اون ديوهاي مازندران مي شديد.
از تنكابن
- همه اینها مغلطه و سفسطه است . از قدیم گفتن تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها .... من خودم چندین مورد از بی غیرتی شمالی ها را با چشمان خودم دیدم . و جالب تر اینکه برخی از شمالی ها غیرت داشتن را شکاکی و بد دلی میدانند .
- به نام آفریدگار دماوند
وجود نه چندان باارزشم فدای مازندرانی ها،گیلانی ها و گلستانی ها با هر طرز فکر و عقیده ای که دارند،هر جای دنیا که زندگی می کنند.اما در شان ما نیست که از روی خشم حرف بزنیم.
فخرالدین اسعد گرگانی:"از آن خوانند آرش را كمانگير كه از آمل به مرو انداخت يك تير"
- سلام
نمردیم و معنای مغلطه و سفسطه را نیز فهمیدیم دوست عزیز اگر حرف نمی زیدید لال از دنیا نمی رفتی و کسی فکر نمی کرد شما لال هستی اینجا کسی بحث فلسفی نمی کند که مغلطه و سفسطه کند باب گفتگویی باز شد هرکس نظرش اعلام می کند ممکن است( قطعا) بعضی از این نظرات واقعا نادرست و خیلی گستاخانه باشد. مثل نحوه بیان آن آقای به اصطلاح آملی ولی بازهم او نظرش را بیان نمود. اصل موضوع بسیار جالب و آموزنده است چرا که از برخورد عقاید و نظریات است که حقیقت حاصل می شود. بعنوان یک شمالی ( مازندرانی) در یک جمله جواب شما را خواهم گفت که /از کوزه برون همان تراود /که در اوست/. بی غیرت ...
- اگر قرار بر این باشه مایی که زاده دیار پهلوانان و گوش شکسته ها هستیم غیرت نداشته باشیم تو و امثال تو بچه جون غیرت که خوبه هیچی چیزی در زندگی ندارین.هیچی.میدونی هیچی یعنی چی دیگه.فدایی مازندران سرافراز و با عظمت و پر هیبت و چون کوه استوار بمانند دماوندش.با تعصب و غیرتمند همانند خط شکنان هشت سال دفاع مقدس لشگر همیشه پیروز و شجاع و خط شکن 25 کربلا مازندران
- دست مدیر سایت درد نکنه با این مطلبش، حالا نگارنده عزیز مارادونا را ول کرده و چسبیده به غضنفر و جنگ رشتی و مازنی راه انداخته!!!!!!!!!! دست مریزات حقیقتش من کل نظرات کاربران را نخواندم همان چندتائی که خواندم اعصابم خورد شد.
مدیر عزیز سایت مشکلات مردم خیلی مهمتر و بیشتر و کمر شکن تر از این مطالب تفرقه افکن شماست
- مدیر مازندرانی سایت مطلبی تفرقه انگیز در رابطه با استان شدن غرب مازندران را حذف کرد اما این طور که معلوم است از اختلاف بین گیلان و مازندران حمایت می کند!!!!!!!!!!!!
- اينجا هم دعوا بين شرق و غرب مازندران است كه اميدوارم هرچه زود تر از هم جدا بشوند. انشاا...
شهروندي از تنكابن (مركز استان جديد گيل)
- اينجا هم دعوا بين شرق و غرب مازندران است كه اميدوارم هرچه زود تر از هم جدا بشوند. انشاا...
شهروندي از تنكابن (مركز استان جديد گيل)
- من با قسمتی از این متن موافق و با قسمتی مخالفم در ابتدا که متنم را می خوانی پیکره منظمی دارد اما پایانش مفهوم برداشت از متن نگارنده را تغییر می دهد .تفاوت در فرهنگ و نوع رفتار در اقوام مختلف امری بدیهی است اما مورد مضحکه قرار دادن این تفاوتها امری ناشایست است بخصوص اگر با هدف ایجاد اختلاف و یا توهین باشد احترام به دیگران نشانه شخصیت است.
- با سلام. متاسفانه بد بختي ما شمالي ها غريبه پرستي و دوستكشي هست فقط زيرآب زني حرفه اصلي ماست صاحب سايت نظر خواست بقيه به جون هم افتادند من اول به ايراني بودن بعد به شمالي ..بعد ساروي بودن افتخار ميكنم و همتون رو دوست دارم ايييييييييييرانننننننننننننن
- همشهري محترم! اين ديگه چه اسم خود درآورده ايه كه رو ي استان ما گذاشتي؟؟؟
از تنكابن
- باسلام بنام خدا
من تمام نظرات و دعواها و...بالا را خواندم و خیلی ناراحتو دلگیر شدم چرا مردمی (گیلانی ومازندرانی) با اینهمه مشاهیر بزرگ وپشتوانه تاریخی کهن
فرهنگ غنی مهمان نوازی و....که مورد مثال خیلی هموطنان دیگر است
باهم نامهربانند بقول چند نفری که گفتند مثل کردها وترکها مقابل اینگونه
حرفهای بی پایه واساس باهم متحد نیستید من همه شمالیها را دوست
دارم . ودر اخر از مدیر مسول میخواهم از بیان این مطالب که باعث ناراحتی
مردم این اب وخاک میشود پرهیز کنند . دوست گرامی همه مردم ایران غیرتمند هستند .
باارزوی دوستی برای همه
سعید از رودسر
- باسلام بنام خدا
من تمام نظرات و دعواها و...بالا را خواندم و خیلی ناراحتو دلگیر شدم چرا مردمی (گیلانی ومازندرانی) با اینهمه مشاهیر بزرگ وپشتوانه تاریخی کهن
فرهنگ غنی مهمان نوازی و....که مورد مثال خیلی هموطنان دیگر است
باهم نامهربانند بقول چند نفری که گفتند مثل کردها وترکها مقابل اینگونه
حرفهای بی پایه واساس باهم متحد نیستید من همه شمالیها را دوست
دارم . ودر اخر از مدیر مسول میخواهم از بیان این مطالب که باعث ناراحتی
مردم این اب وخاک میشود پرهیز کنند . دوست گرامی همه مردم ایران غیرتمند هستند .
باارزوی دوستی برای همه
سعید از رودسر
- مدير محترم شمال نيوز
با سلام
با توجه به اينكه مقاله حاضر حدود يك سال است كه به صفحه وب شما چسبيده است! و شما قادر به كندن آن نيستيد شركت "جدا سازي مقالات چسبيده" در اين راستا اعلام همكاري مي كند.
با احترام
مدير عامل شركت "جداسازي مقالات چسبيده" {:-))
اگر دقت كنيد اينجا هم درگيري بين شرق و غرب مازندران است. اگر نظرات خوانندگان را بخوانيد متوجه خواهيد شد كه در كل 10% از نظر دهندگان هم گيلاني نيستند. كه البته همان 10% هم جز شخصيت و ادب و احترام و تمدن كه مختص مردم آن ديار است چيز ديگري از خود نشان ندادند (نظر دهندگان رشتي را مقايسه كنيد با نظر دهندگان ساروي). نكته افتخار آميز اينجاست كه رشتي ها درست زماني نظر دادند كه يك هم شهري آملي ادعا كرده بود كه آنها مردمان بعضي از شهرهاي گيلان را آدم حساب نمي كنند! (ساروي هاي گوش شكسته! ياد بگيرند) كه اين امر باعث واكنش آنها شد. بنابراين زياد شكم خودتان را صابون نزنيد كه مثلا با حفظ اين مقاله بتوانيد مشكلات خود را به گردن اين و آن بياندازيد. اين موضوع از آنجا كه مقاله "ايجاد يك استان جديد در غرب مازندران" را كه خيلي بعد تر از مقاله حاضر به سايت اضافه شده بود به سرعت برداشتيد جالب توجه مي شود.
يك مازندراني كه به داشتن هم ميهناني همچون مردم فرهيخته گيلان به ويژه شهرهاي متمدن و با سواد لاهيجان و رشت افتخار مي كند.
- شما که میفرمایین:
"تبليغ مستمر بر اين گونه اهانتها از طريق ساختن جوك و لطيفه، در فرهنگ ملي و تاريخي مردم ايران جائي نداشته است. "
یه سر به کتاب عبیدزاکانی بزنین تا بفهمین که ساختن این جور جوکها به خیلی قبلتر از رضاشاه برمیگرده. نمیدونم چرا نقاط منفی فرهنگی مونو یا به انگلیس و روس نسبت میدیم
- در رساله دلگشا عبید زاکانی که حدود 800 سال قبل نوشته شده جکهای زیادی از قو مهای ایرانی وجود داره اینا رو به رضا خان میر پنج نسبت ندین
- هرچند در ویرایش جدید کتاب عبید زاکانی لطیفه هایی از شهرهای مختلف ایران وجود دارد ولی اولاً در ویرایش قدیمی آن اثری از این لطیفه ها نیست ثانیاً در این لطیفه ها به هیچ قومی توهین نشده چه رسد به نا سزاها که برازنده هیچ کافری نیست چه رسد به ما شمالی ها که از سرزمین های تمدن ساز ایران عزیزمان بودیم و هستیم.
یک غرب مازندرانی
- خدمت اون دوست عزیز شمالی خودم که عبارت گوش شکسته مرا به تمسخر گرفتی باید عرض کنم که متاسفانه مسئولین سایت پیام مرا بطور کامل درج نکردند و الا برای شما این سو تعبیر پیش نمی آمد.من منظورم اون کسی بود که ننوشته بود که از چه ولایتی افاضه کلام کرد و بقول خام خودش با آشنایی با یکی دو نفر شمالی بقول خودش مطالب مطرح شده را تایید کرده بود وگرنه طبیعی است که هر فرد آزاده ای به موطن و زادگاه خود علاقمند است و اگر جز این باشد باید به موجودیت آن فرد شک کرد.در ضمن من ساروی هم نیستم .این جزو ذات انسانهاست که همیشه سعی می کند که توپ را به اصطلاح به زمین حریف بیندازد تا کسی در مورد او سوالی نکند و عملکردش را زیر سوال نبرد .اون بنده خدا هم که مطالب مطرح شده و بعضی جوکها را به رشتی ها تایید کرد حتم بدانید که خودش صد در صد گرفتار این مشکل می باشد و با فرا فکنی به دیگران سعی در پنهان داشتن بی غیرتی خودش و تبارش می کند.شاهد این ادعا من هم اینستکه ببینید بیشتر این جوکها توسط تهرانی ها البته صحیح تر آن تهران نشین است .یکسری آدم های بی اصل و نسب و غربتی که از اقصی نقاط کشور در یک وجب جا جمع شدند و از آنجایی که کسرشان است رجوعی به عقبه و تبار پدر و مادرشان بیندازند و عقده ای شده اند سعی می کنند با این جوکها پیشینه بسیار سست و رو هوا خود مخفی کنند.شهری که انسان باید برای ورود به آنجا کفاره بدهد و معنای واقعی غیرت و تعصب را در آنجا خواهید دید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.حالا این جماعت بی غیرت که یک چند سالی هم شده کارشان سرویس دهی به شیوخ عرب !!!!برای اقوام و قومیت های شجاع و سلحشور که تا پای جان در دوران استداد شدید رضا خانی که احدی یارای مخالفت با آنها را نداشتند ایستادگی کردند جوک در می آورند و بخیال خام خودشان می خواهند آنها را تحقیر کنند غافل از اینکه کوس رسوایی خودشان عالم و آدم را خبر دار کرده است.از مدیر سایت هم می خواهم که نظرم را حذف نکند و مثل سایر نظرات درج کند.خداوند انشاالله همه ما را به راه راست هدایت کند.
- این نوشته کاملا غیر علمی است ، نظرات داده شده نیز اکثرا بدن منطق هستند و بیشتر از روی احساسات و یا گفته ها و شنیده هاست.
چرا این مطلب رو بعد از یک سال بر نمیدارید؟ هدف شما از این کار چیه؟
- یک زبان دارم و دو دندان لق میزنم تا میتوانم حرف حق
مشت همیشه نمونه خربار نیست . 5 سال لیسانس در رشت بودم و فعلا در تهران مشغول تحصیل هستم اصلا لون چیزهایی که به عنوان بی غیرتی درباره کل شمال میگن! ندیدم و همیشه هم وقتی از طرف دوستان مورد سوال قرار می گیرم در مذمت قضاوتهای اینچنینی در مورد اقوام سخن میگم. تمام متن بالا رو خوندم اولا : ما ایرانیها ! اصلا دیالوگ بلد نستیم و دوما بیشتر قضاوتهامون سطحی و مملو از احساسات شوونیستیه ؟
ختم کلوم در انگلستان هم برای اسکاتلندیها به این صورت جک می سازند فقط به خاطر داعیه های استقلال طلبانه و... اونا . دقت کنید اکثر مهاجرین اولیه آمریکا اسکاتلندی بودند....
شروین قاسمیان سوربنی از ساری
- یک زبان دارم و دو دندان لق میزنم تا میتوانم حرف حق
در بعضی از یاداشتهای بالا اظهارات کاملا مغرضانه و کاملا شوونیستی دیدم که دل هر انسانی را فارغ از قومیت او را بدرد می آورد واقعا برای ما چه اتفاق افتاده که اینگونه به تاخت و تاز به یکدیگر برداخته ایم چرا اینگونه به خاطر صحبتهای نادرست یک نفر اینگونه فرهنگ دیگر ساکنان آن شهر را که شاید نقطه اشتراکشان تنها همی باشد که جلوی اسم همشهری مینشیند به سخره گرفته ایم.قضاوتها باید بر مبنای افراد شکل بگیرد و نه حرف و حدیثهایی به شکل لطیفه ! بله برای کسانی که اهل منطق و فکر نیستند قضاوت بر مبنای داشته های ذهنی بسیار آسانتر از تفکر درباره شخصیت افراد است . بر فرض اگر من به خانم لکاته ای در ساری بابل آمل تنکابن تهران شیراز و یا رشت برخوردم باید برداشتم را به کل مردم آن شهرها تعمیم دهم.
انگلیسیها هم برای اسکاتلنلندیها چنین لطیفه هایی میسازند . تفکر در میزان شعور اسکاتلندیها و خلق و خویشان میتواند بسیاری از سوالات و ابهامات رادر مورد نمونه ایرانی آن روشن کند
شروین از ساری
- * چشم دل بازکن که جان بینی/ آنچه نا دیدنی است آن بینی*
با سلام وعرض ادب خدمت همه شهریهای مازنی و گیلانی باید خدمت تعدادی از عزیزان شاکی و غیرشاکی این مطلب عرض نمایم اینجانب تمام نظرات را دیده و خواندم و اگر بخواهیم یک نگاه منصفانه به موضوع داشته باید گفت نظر بعضی از دوستان که گفتند اصل مطلب ، مطلب علمی نیست تا حدودی راست گفتند زیرا نویسند مطلب، مطلب را با متدولوژی علمی تهیه نفرموده است و از سند و مدرک برای ادعای خودش بهره نبرده است. ولی این موضوع چیزی را عوض نمی کند به دلیل اینکه نویسنده مطلب؛ اشاره به یک واقعیت موجود نموده است و آن رایج بودن این لطیفه هاست که متاسفانه نقل و قول می گردد. و از این جهت که ایشان با واقع نگری پا به این عرصه گذاشته است باید به ایشان احسن گفت . نیازی نیست که گفته شود اینها همانطور یکه از اسمش پیدا ست لطیفه اند و لیطفه گویی ذات یک سری آدمهاست و بطور قطع یقین این لطیفه ها هیچکدامش در خارج عنیت ندارند. زیرا مردم ایران الخصوص مسلمانان و شیعیان نسبت به ناموس خود حساستر ازآنی هستند که این وصله ها به آنها نچسبد. اما در رابطه با نظرات داده شده باید گفت بعضی از آنها کارشناسی و منصفانه و با برخورد واقع بینانه با موضوع می باشد و بعضی ها متعصبانه ، احساسی و حتی تعدادی هم تفرقه انگیزانه بوده است و این نشان از اختلاف موجود بین بیننده گان سایت از جنبه های(ذاتی، تربیتی، تحصیلات، بینش، رفتار، پای بندی به اصول و...) می باشد و این از نقاط قوت این سایت می باشد. اما در رابطه با سئوال تعداد از آقایان و یا خانمهایی که گفته چرا مدیریت سایت این مطلب از صفحه خود حذف نمی کند باید گفت این مطلب مشتری دارد و نیازی به حذف آن نیست .ما ها باید تحملمان را در گفتگو ها بالا ببریم و مثل بعضی از دوستان از مطرح نمودن مسائل نامربوط به این پرهیز کنیم. مثلا موضوع تقسیم استان مازندران به دو استان چه ربطی این مطلب دا رد. بعضی از آقایان و یا خانمها بجای نظر دادن در رابطه با اصل مطلب به عقده گشایی بین شهری پرداختند مثلا اون آقای آملی که اون همه به مردم ساری تاخت اولا از نحوه نوشتن ایشان پیداست که ایشان حرفهایی را که نثار سارویها نمود ند در خودش بیشتر مصداق دارد. مگر آن نفری که بعنوان ساروی نظرداد و به نوعی باب این گفتگو را گشود نماینده ساروی ها بود ایشان هم از روی احساسات یک سری حرفهایی زد. بعنوان یک مازنی باید خدمت اون آملی عرض نمایم شما با اون لحن صحبتت آبروی هرچه ایرانی را برده ای چه رسد به مردم مازندران ، قطعا اکثریت مردم فهیم مازندران و آمل از گفتار شما ابراز انزجار خواهند نمود. و یا اون آقایی که چند بار صحبت از ادب و فرهنگ بالای مردم گیلان در این نوشتار می کند راستی ایشان هیچ شناختی از مشترکات فرهنگی ، آداب، سنن و... مردم دو استانی دارد که اینگونه صحبت می کند. تقسیم استانهای گیلان و مازندران فقط یک تقسیمات سیاسی و کشوری برای مدیریت بهتر در جنبه های اقتصادی ، اجتماعی و... است و الا کیاست که نداند مردمان خطه شمالی کشور در بیش از 90 درصد از مسایل فرهنگی، دینی ،آداب،رسوم و ... با هم مشترکند. و یا از کجا معلوم همان آقایانی که خودشان را آملی، بابلی ، تنکابنی و .... معرفی می کنند یک آدم مغرض غیرشمالی و یا حتی اگر خیلی بد بین باشیم یک گیلانی نیست. تازه به غیر تعداد اندکی از آنهایی که خود را مازنی معرفی نمودند و به غیر از آقای آملی مگر غیر ازرعایت ادب و نزاکت چیزی دیگری از اونها دیده اند که اینجوری قضاوت می کنند بینید دوستان سعدی چندین قرن پیش گفته است *بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش زیک گوهرند./ چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.* . ولی ما که ادعا داریم در عصر فرا صنعتی و ارتباطات زندگی می کنیم دنبال ایجاد تفرقه بین مردم سرتا پا مشترک در مسایل فرهنگی، دینی ،آداب،رسوم و ... دو استان گیلان مازندران هستیم.
یک مازنی دوستدار همه آدمهای با معرفت و کمالات چه ایرانی، چه غیر ایرانی.
- باعرض سلام و خسته نباشی به شماازمطالب بسیارعالی شماکمال تشکررادارم.به نظرمن نبایددرباره فرهنگ مازندران بد گفت اصلآنباید درباره دیگراستان ها قضاوت کرد. با تشکر
- من زياد به متن مقاله اهميت نمي دهم ولي به نظرات خوانندگان اين سايت تاسف مي خورم(که خودشان همگی شمالی هستند واین چنین نظر می دهند!)اگر نظرات خوانندگان مازندراني وگيلاني را مقايسه کن. آن وقت مي فهمي از ماست که بر ماست.ما که خودمان بر علیه خودمان این چنین حرف می زنیم پس چه انتظاری باید از بیگانگان داشته باشیم
سعید از رشت
- سلام-متن جالبی بود-البته من در مورد رضاخان نظری نمیدم چون اگر هم از این دست کارها در دوره اون صورت گرفته انگشت شماره!اما مازندران و گیلان سهم ارزنده ای در تاریخ پرتکاپوی ایران دارند که با ساختن چند جک نمیشه اونو نادیده گرفت-همونطوری که کسی نمیتونه از ترک زبانان بد بگه-من مازندرانیم-و خوشحالم که همسرم گیلانیه!من فرصت اینو داشتم که با هردو فرهنگ آشنا و با اطلاع باشم!در عصر اینترنت و دهکده جهانی دیگه صحبت از شهر و حتی استان و حتی کشور هم خنده اره!همه ما باید برای رشد همدیگه تلاش کنیم نه این بحث های تفرقه ای رو دامن بزنیم که جز برای دشمنان ما شودی نداره !موفق باشید
- آقا من نمي دونم اين جك ها رو كي ساخته ولي كاملا واضحه كه اينها از زير بته در نمي آيند و عده اي فكر و زمان و هنرشون رو براي ساخت اين جك ها صرف مي كنند. شايد اين كار براي اين افراد پس از حدود چند دهه به صورت يك عادت در آمده ولي قطعا اولين جك ها را كسي يا كساني به طور تعمدي ساختند. اون افراد احتمالا حالا زنده نيستند ولي اون انديشه اي كه اونها رو براي اين كار حمايت مي كرد حالا كاملا راضي هست چون مي بينه كه به طور كامل به بيشتر اهدافش رسيده اون هم به دست خود ما ايراني ها كه ادعا داريم مسلمان هستيم و مثلا به مولا علي ايمه اطهار و ... اقتدا مي كنيم. از جمله نتايج اين كار مي شون اينها را به راحتي ديد:
ايجاد تفرقه قومي (در شمالي ها و حتي گيلاني هاي غير رشتي نسبت به رشتي ها)
گسترش اعتقادات نژاد پرستانه (در خود رشتي ها نسبت به ديگر ايرانيان از جمله شمالي ها و حتي گيلاني هاي غير رشتي)
سرخورده كردن موثر ترين اقوام تاريخ معاصر ايران (شمالي ها به ويژه مردم گيلان به رهبري مردم رشت كه از پايه هاي اصلي نهضت مشروطه و مبارزه با استعمار روسيه و انگلستان و دروازه ورود تمدن جديد و انديشه هاي اروپايي در دوره قاجار و ابتداي پهلوي اول بودند)
و ...
راستي بايد بگم كه جك ساختن روشي است كه بيشتر كشورهاي غربي براي سرخورده كردن اقوام نا آرام خود از اون استفاده مي كردند و مي كنند. مثلا در انگلستان براي اسكاتلندي ها و در آمريكا براي جنوبي ها و در فرانسه براي بعضي از استانهاي جنوب غربي در روسيه براي چوبچاها و در تركيه براي كردها جك مي سازند.
- مردم شمال اگر کمی هشیار باشند و متحد میتونن شمال کشور رو به یه اروپای ایرانی پیشرفته تبدیل کنند چون همه امکاناتش هست از سرزمین حاصلخیز گرقته تا جنگل های انبوه ،باران کافی، مرز ابی برای تجارت و سفر،یک دریای پرنعمت از شیلات و میگو و خاویار علا گرفته تا نفت و گاز ،زمینه عالی برای قطب توریستی شدن ،اثار باستانی و فرهنگی متعدد،موسیقی لباس رقص غذاهای مختلف و رنگانگ و از همه مهمتر فرهنگی که اجازه پیشرو بودن رو میده که بخاطر همین مسئله هم هست که جوک سازی میکنند
همه میدونن که فرهنگ خیلی وابسته به جغرافیه و حاصلخیزی و سرسبزی زمین روی کشاورزی و باز بودن جامعه تاثیر داره مثل مقایسه اروپا ست با بیابونهای عربستان
چون و سرزمینهای حاصلخیز زنان خونه نشین نیستند بلکه پایه اصلی کشاورزی و فعالیتهای خارج از خونه هستند ولی مناطق کویری و خشک زنان کاری بیرون از خونه نداشتند و ندارند و فقط خونه نشین هستند
و وقتی هم زنی بیرون از خونه کلی وظیفه داره به همون نسبت هم حقوق و امکاناتش بیشره و فقط برده مرد نیست
و بخاطر تفاوت جغرافی شمال ایران با کل خاورمیانه این تفاوت فرهنگی هم وجود داره هرچقدر هم از شمال ایران به جنوبش حرکت کنیم مرد سالاری و زن ستیزی بیشتر میشه و همه شاهدیم که شهرهای جنوبی متعصب ترین و مرد سالار ترین مردا رو داره
در طول تاریخ هم وقتی مردم که هنوز زناشون حکم بردشون رو داشتند این حقوق و قدرت زنان شمالی رو میدیدند تعجب و عصبانیتشون از این وضع رو با جوک ساختن برای غیرت تخلیه میکردند
هرچند که من معتقدم که جوک سازیهای دهه های اخیر برای اقوام ایرانی بیشترش ساخته ترکها برای جبران کردن جوکهای ترکیه که البته هیچ کدومش اینها درست نیست و گوینده یه جورایی داره ضعف و عصبانیت خودشو مخفی میکنه
به امید روزی که وجب به وجب ایران اباد و پیشرفته بشه که اگه ما بخواهیم و تلاش کنیم حتما شدنیه
پیروز باشید و شاد
- خطاب به دوست مازندراني: از واقعيا ت فرار نكن بنا به شواهد تاريخي گيلان و مردمانش در طول تاريخ مايه افتخار ايران بوده اند از اين قرار همانطور كه اكثر مازني ها هميشه در حسرت گيلان و گيلاني بوده اند بس واضح است كه شما عزيزان مازني نه ميتوانيد و نه مي شود كه خود را با مردمان با فرهنگ " اصيل " فهيم و غيور گيلان مقايسه نماييد.
- هر وقت استکبار و استعمار پیر قوم دلاور و قوی و مستحکمی را خواستند به اصطلاح ضربه فنی کنند و آنها را از لحاظ روانی خنثی کنند در مورد آنها جوک و لطیفه و داستان ساختند مانند مردم گیلان،آذربایجان،قزوین،...
- جوك رشتي ، جوك رشتي است! چه اهميتي دارد چه كسي ساخته ؟ از كجا آمده ؟چرا به غير رشتي هاي نوار ساحلي شمال كشور هم رشتي خطاب مي كنند؟...اگر رشت و ساري وآمل و...و مازندران و گيلان بزرگان و زيادي داشته است مگر ساير بلاد و ديار ايران نداشتند ؟داشتند و دارند و بيشتر و بهترش را هم دارند.
نايين و اصفهان و مشهد و قزوين و شيراز و همدان و تبريز و يزدو تقريبا همه نقاط ايران مشاهير و اديبان و دانشمندان و متفكريني به مراتب بيشتر و بزرگتر از گيلان و مازندارن داشتند و د ارند. از اين بابت بهتر است كلاه خود را قاضي كنيم.
مهم نيست چه كسي جوك رشتي را ساخته است . قطعا در دانشگاه تهران نساخته اند .در انستيتو هاي جامعه شناسي و مردم شناسي و زبان شناسي هم نبوده است . اتفاقا مركز اصلي ساخت و صادرات جوك رشتي( و تركي )فاحشه خانه ي جمشيد و سيد كريم (قديمي ها مي شناسند) و لومپن هاي زورخانه و چاقو كشان و ديوس ها و ... از اين قبيل بوده اند.اينهمه جر و بحث در مورد توليدات فاحشه خانه ها ي ايران ، آيا ضرورتي دارد؟
بر خلاف نظر متعصبين رشتي قطعا گيلاني ها هيچ برتري برساير ايراني ها ندارند. همانطور كه ايراني ها هيچ برتري بر ساير ملل ندارند.هيچ افتخاري به قوميت و شهر و روستاي زادگاه هم نيست .اقوام ايراني برخي خصو صيت هاي مجزا و مثال زدني مانند غيرت(آذري)مسالمت جويي(گيلاني)عرفان (كرمانشاه) سخت كوشي (يزد و اصفهان و آذربايجان)و قس عليهذا دارند و در كنارش ممكن است صفات نكوهيده اي هم داشته باشند كه ذكر آنها بي اهميت است.(رضااز لنگرود)
- احسنت به این آقا رضای لنگرودیمون! کاملا موافقم. کل بحث یه مسئله بی لرزش و حاشیه سازه.
- با سلام خدمت تمامی مخاطبین عزیز
ابتدا به عنوان یک انسان سپس به عنوان یک ایرانی به استحضار شما میزسانم که تمامی جک های ساخته شده در ایران جهت تفرقه افکنی توسط عوامل خارجی و بیگانه بوده که از وحدت مردم ایران در وحشت بوده اند .
البته این شیوه حرکات از سوی بعضی از عوامل بی خرد داخلی نیز جهت از بین بردن زبان ها و فرهنگهای منطقه ای ایران نیز حمایت شده است .
در ارتباط با مردم گیلان و نیز شمال بایست بگویم هیچ جوک و اراجیف اینچنینی نمی تواند تاریخ پر از غرور و دلاوریهای مردمان گیل و دیلم را از میان بردارد با کمی مطالعه در تاریخ میتوان به گیلانی بودن و شمالی بودن خود افتخار کرد که تاریخ ایران زمین موجودیت خود را مدیون اول گیلانیها و سپس آذری ها می باشد . ولی سر دبیر این سایت یک سوال دارم که چرا میزان و شدت جوکها نسبت به تمامی اقوام ایرانی پس از جمهوری اسلامی شدت و حدت بیشتری داشته است؟
فدایی ایران زمین از خلیج همیشه پارس تا دریای کاسپین از سرخس تا خرمشهر قهرمان
جلال از رشت
- با عرض سلام تا برادر کشی را نیفتاده تا کینه و دشمنی بین مردم شمال بیشتر نشده لطفا این نظرات را که دور از شان تمام مردم مازندران گیلان و گلستان است حذف نمایید .خلیلی از ساری
- آقاي رضا لنگرودي اي كاش كمي از اين تمدن و ايران پرستي و از خود گذشتگي شما را آن اصفهاني ها و شيرازي ها و تهراني ها و ... و حتي همين مازندراني ها (كه اكنون هم پدرانشان به زبان خود مي گويند گيلكي) داشتند. رضا جان هيچ طرز فكري از جمله همين نژاد پرستي بي خود به وجود نمي آيد. من از طرف پدري "بيه پسي گالش" و از طرف مادري "بيه پيشي گيلك" هستم. هرگز از ياد نمي برم روز اولي را كه وارد خوابگاه يكي از معتبرترين دانشگاه هاي تهران و ايران شدم. دوستي از من پرسيد بچه كجايي من هم گفتم رشت و آن عزيز بلافاصله خنديد! و من كه در آن زمان 18 سال بيشتر نداشتم از همه چيز غافل بودم با تعجب به او نگاه كردم كه چرا دارد مي خندد! بعدها شنيدم كه ما به شيشه مي گوييم "اونورش پيدا" و از اين دست مزخرفات (اتفاقا اولين گوينده اين مورد مازندراني و اهل يكي از روستاهاي باهوش بابل بود). همه مي گفتند كه ما بي غيرت هستيم و بي بخار و ... . عمده ترين گويندگان اين توهينها تهراني ها بودند. مازندراني ها هم (البته شرق مازندارن) براي اينكه اين جك ها نسيب آنها نشود (دست پيش را مي گرفتند كه پس نيافتند) در مقام دوم قرار داشتند. اين حركات و حرفها كه مي توان گفت هر روز در طول دوران ليسانس و فوق ليسانس و دكترايم مي شنيدم من را كه در نوجواني با ديدن پرچم برافراشته ايران بغض مي كردم و با تاسيس يك كارخانه در فلان ناكجا آباد كوير به وجد مي آمدم و دلم به حال بي كاري فلان استان مي سوخت و با مثلا سيل زدگان همين مازندران هم دردي مي كردم و از تمسخر لهجه فلان قوميت ايراني در تلويزيون برافروخته مي شدم آنچنان تغيير داد كه اكنون يك فاشيست واقعي هستم . رضا جان اين طرز فكر شما برخاسته از تمدن بالاي قوم گيل است. تمدني كه بسياري از نقاط ايران از آن بي بهره اند. چون تو در رگهاي خود خون روس ها و انگليسي ها و مغول ها و عرب ها و اسكندر مقدوني و محمود افغان و تيمور لنگ و ... را نداري. خون تو خون پاك ايراني اصيل است. خوني كه اكنون در رگهاي ديگر ايرانيان كمتر وجود دارد. تو اهل سرزميني هستي كه هرگز هيچ بيگانه اي نتوانست آن را فتح كند و هيچ كدام از شهرها و روستاهاي آن نام معرب ندارند. سرزميني كه مردان آن نخستين حكومت ايراني بعد از حمله اعراب و نخستين جمهوري قاره آسيا را تاسيس كردند. نخستين مجلس قاره آسيا را همين مردمان پس از فتح پايتخت بنا نهادند. رضا جان بزرگترين دانشمندان حال حاضر ايران هم شهري ها و هم نژادهاي تو مي باشند. سرزمين تو يكي از بيشترين آمارهاي نفرات برتر كنكور و قبولي مهندسي و پزشكي و يكي از كمترين آمارهاي دختران فراري را دارد. اين سرزمين آنقدر بزرگ است كه يادت رفته هنوز 400 سال هم از الحاق آن به خاك كشور نمي گذرد و پيش از آن هميشه يك ايالت خود مختار ايران بوده است. استعمار كه زخم بزرگي از انقلاب مشروطه و نهضت جنگل مردم گيلان (شامل گيلان و غرب مازندران) خورده بود تا توانست سعي كرد اين مردم را سرخورده كند. به وسيله عمال خود (از سيد كريم گرفته تا رضا شاه) جك ساخت و شهرهاي شرقي گيلان را از آن جدا كرد. استعمار از اين دست كارها را براي ديگر اقوام موثر تاريخ معاصر ايران هم توسط رضا شاه و ... انجام داد. محمد رضا شاه براي دلجويي از اين اقوام بود كه با فرح (پدري آذربايجاني و مادري گيلاني) ازدواج كرد. در پايان بايد بگويم كه رضا جان بدان و آگاه باش كه در باغ وحش بايد حيوان بود نه انسان.
شما اسم من رو در آينده خواهيد شنيد... مطمئن باشيد...
- سلام دکتر عزیز بنده یک بابلی و اتفاقا روستا زاده ام و تحصیلاتم تا سطح فوق لیسانس می باشد. فرمایش زیاد فرموده اید. در پی اثبات و یا رد فرمایشات و تغییر نحوه نگرش شما به مسائل نیستم چون فرموده اید دکترید!!. اما نگاه خودم را به مسائل قبلا بیان نموده ام مفصل و طولانی با انواع و اقسام ادبیات اما این بار می خواهم جواب شما را با یک قطعه شعر زیبای یک شاعر معاصر که سرشار از معانی نو اندیشی وآموزش نحوه تعامل درست(چشم ها را باید شست و جور ...) با هر پدیده ایست بدهم: و آن نیز بستگی دارد به اینکه دکترای شما چقدر به درک درست شما از گفته ها و نوشته های دیگران به شما کمک کند. چرا که از قدیم گفته اند «ملا شدن چه آسان اما...» البته قبل از اینکه شعر را برای شما بنویسم به شما توصیه می نمایم بهتر است اول نگاه کوتاهی به تاریخ معاصر و نحوه آشنایی محمدرضا با فرح دیبا بفرمائید بعدا آن وصلت را به حساب دلجوئی بگذارید و اما شعر:
عشق را وارد كلام كنيم
تا به هر عابري سلام كنيم/
و به هر چهره اي تبسم داشت
ما به آن چهره احترام كنيم/
هركجا اهل مهر پيدا شد
ما در اطرافش ازدحام كنيم/
چشم ما چون به سرو سبز افتاد
بهرتعظيم او قيام كنيم/
گل و زنبور، دست به دست دهند
تا كه شهد جهان به كام كنيم/
اين عجايب مدام دركارند
تا كه ما شادي مُدام كنيم/
شُهره زنبور گشته است به نيش
ما از وی رفع اتهام كنيم/
علفي هرزه نيست در عالم
ما ندانيم و هرزه نام كنيم/
زندگي در سلام و پاسخ اوست
عمر را صرف اين پيام كنيم/
«زهدا» اين مجال اندك را
نكند صرف انتقام كنيم/
در عمل بايد عشق ورزيدن
گفتگو را بيا تمام كنيم/
عابري شايد عاشقي باشد
پس به هر عابري سلام كنيم./
- سلام هم وطن لنگرودی ته بلا مه سر: همانطوریکه در پینوشت قبلی عرض کردم بنده نحوه نگرشم به مسائل را در همین گفتگو با انواع و اقسام ادبیات( داستانی، قرآنی، احادیث و...) بیان نمودم . جسارتا با این نظر شما که امثال این آقای دکتر!!! و آن ساروی و آملی و... نظر ندهند موافق نیستم اتفاقا بهتره که نظر بدهند. زیرا حقیقت از برخورد عقاید حاصل می شود. می شود گفت یکی از نتایج این گفتگو بیان نظرات مختلف در مورد یک موضوع خاص و قیاس آنها توسط افراد بینده سایت و تنویر افکار است. با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ایام پرفیض. احمد
- آقايي كه آخر نظر دادي واقعا دمت گر نظرت بدجور رو دلم نشست
به نظر من افرادي عين اين لنگرودي ( هم استاني من ) كه اطلاعات درست و حسابي ندارند همون كه نظر ندن بهتره
- مي دانيد ايران سرزميني بوده كه تقريبا در همه ادوار پس از ساسانيان ،مقهورو لگد كوب تاخت و تاز تازيان و اتراك ،از مغولي و سلجوقي و غزنوي و صفوي و قاجار گرفته تا انواع و اقسام قره قويونلو ، آق قويونلو و قره ختايي و تركمن و قبچاق و چي و چي ديگر بوده است . هيچيك از اين اقوام مهاجم وبه تحقيق متو حش ،به قصد نوازش به ايران حمله يا حكومت نكردند. اولين حركت اين مهاجمان ، پس از لگد كوب كردن مزارع خرم و حاصلخيز ايران زمين ،تصاحب دختران زيبا روي ايراني به عنوان قسمتي از غنائم جنگي بود.اعراب، مردان ايراني را به موالي(نوكري ) برده و همزمان دسته دسته دختران ماهروي ايراني را جدا كرده و به عنوان كنيز، بين سران سپاه و امرا و حتي سربازان خود تقسيم مي كردند و قسمتي را هم به مدينه نزد عمر ،خليفه دوم مي فرستادند.قصه هاي بسياري در اين زمينه روايت شده است كه دوست داران را به كتب تاريخي حواله مي دهم. كوتاه جمله، ملتي كه طي حدود سيزده قرن زير بيرق ايران نبوده ،و عرض و ناموسش در اختيار مهاجمان و بيگانگان بوده ، حال كه بهر تقدير از زير يوغ درآمده ، دم از غيرت به معني ناموس پرستي مي زند! اينها از سرنوشت مادران خود بي خبرند. هم از اين روست كه شجره نامه ي بسياري از ايرانيان تا دو سه نسل بيشتر مشخص نيست. مردان ايراني كه سيزده قرن مطيع و منقاد بوده ،نه سرزميني داشتند كه به آن مباهات كنند و نه صاحب جان و مال و ناموس خودشان بودند به يكباره ناموس پرست ،آن هم از نوع افراطي اش شدند.
خدمت كامنت نويسان متعصب عرض كنم كه غيرت به مفهوم صيانت از باكره گي زنان و ريختن خون پسر جوان همسايه و بريدن گلوي آن كه نگاه بوالهوسانه به زن و دختري را داشته است در دنياي متمدن امروز رنگ باخته است.نمي خواهم بيشتر از اين ،موضوع را بشكافم كه مي دانم جامعه كنوني ما پذيراي اين مطالب نيست . اما يك نمونه را كه امروز در سايت بي بي سي ديدم اينجا نقل مي كنم:
" سارا پیلین، نامزد معاونت ریاست جمهوری آمریکا از حزب جمهوری خواه، از باردار بودن دختر هفده ساله خود خبر داده است. خانم پیلین، که به عنوان فردی با گرایش های محافظه کارانه اجتماعی شناخته شده و با آزادی سقط جنین مخالف است، گفته که دخترش، که بریستول نام دارد، به بارداری ادامه می دهد و به زودی ازدواج خواهد کرد. "
از نگاه مرد غيور ايراني ، بلافاصله بايد گلوي اين دختر و شكم آن نوجوان را دريد . يااگر خداي ناكرده به دادگاه كشيده شد سنگسار در ملا عام و از اين قبيل.وگرنه آن مرد بي غيرت است !و گناهش از زاني بيشتر است . اين معني از "غيرت" در دنياي كنوني با توسعه نيافتگي و گرفتاربودن در تار و پود رسوم جاهليت، يكي است .
در نظر مردم امريكا نيز كه يك جامعه به شدت مذهبي است حاملگي قبل از ازدواج ،ناخوشايند و خلاف ارزش هاي اجتماعي است اما اين جوامع روش برخورد منطقي و مدني با اين امور را، پيش ميگيرند و دليلي به اختفا ء و احيانا قتل و ... نمي بينند. ضمنا بايد گفت اين كشور ها در گذشته وضعيت كنوني جوامعي نظير ايران را تجربه و از آن عبور كرده اند.
علي -رشت
- به يمن پيروزي انقلاب اسلامي و با بسته شدن روسپي خانه ها ،از شدت و حدت جوك رشتي نيز به ميزان قابل توجهي كاسته شده است .توليد و تكثير و اشاعه و مجددا" باز توليد و صادرات جوك هاي ناموسي خيلي كم رنگ شده است.انها كه سن و سالي دارند ،به ياد دارند كه در گذشته با چه وسعت و گستردگي در جريان بود.درحد استفراغ بود . قابل تحمل نبود .
تحليل بنده ي حقير آن است كه با توسعه فرهنگي و ارتبا طات و نزديكي فرهنگ اقوام مختلف ايراني ، ابتذال جوك سازي نيز در حال تعطيل شدن است.
نسل جديد كمتر مي شنود و و اگر هم بشنود عكس العمل سرد ي دارد . در گذشته طبقات اجتماعي مبتذل كه تعداد شان زياد هم بود كيف مي كردند و ساعات خوشي را با اين جوك ها كه منحصر به رشت هم نبود سپري مي كردند.اما دوستان پيشرفت اجتماعي و توسعه فرهنگي امري اجتناب ناپذير است.ابتذال فرهنگي نمي تواند و نبايد تداوم يابد.
در اين سالها خيلي چيز ها براي خيلي ها روشن شده است...
رضا لنگرودي
- خود مردم مازندران با همديگه مشكل دارند مثل بابليها با امليها پس نتيجه ميگيريم ايجاد استان در غرب مازندران به نفع همه مازندرانيهاست.
- قابل توجه مازندرانيها كه زمين خواري اقوام زابلي هم به ساري كشيده شده. پيش به سوي استان سيستان شمال
- ای ول دعوا بیفتین، آفرین، زابلی ها دارن نکا و ساری رو میگیرن تا چند وقت دیگه تموم زمینای بابلسر و همه جا رو غصب می کنن حالا شما دعوا بیفتین
- زابلی توی مازندران هیچ کار نمی تونه بکنه . اگه توی ترکمن صحرا تونست چون ترکمنها سنی هستند و اصلا با دیگران ارتباط ندارند. اما در مازندران هم تراکم جمعیت خیلی بالاست هم اینکه معمولا مهاجرین را در خود حل می کنند. مثلا فرح آباد ساری اصالتا گرجی هستند یا منطقه لاریم جویبار اصالتا کورد هستند ولی الآن همه مازندرانی به حساب میان.
- خوب بود...افرين
- سلام من يك مازندراني هستم دوستان من چند كشوردنيا واكثر ايران را ديدم فرق شمال با ساير ايران اينهكه ما مردمي ساده دل تريم جاهاي ديگر ايران مردم كمتر بهم اعتماد ميكنن حتي اعتماد بين اعضاي يك خانواده كمتره
البته مردم گيلان خلق وخوشان با كمي فرق داره كمي شيك پوش ترند و اين بد نيس ما مازندرانيها اخيرا كمي بدذات شديم كه اين ناشي از موضع انفعالي نسبت به اين جوكهاست. اينها جوك است درواقعيت اين جماعتي كه در تهران جمع شده اند (غير تهرانيهاي اصيل)كساني هستند كه ازاكثرنقاط ايران آمده اند وازنظر فرهنگي يك تنش دروني مابين فرهنگ سنتي خود وجديد دارند و اكثر اينها نيز اين جوكها را در آوردندودر رفتار اينها بيشتر بي غيرتي ميبينيم. ولي اينرا بگويم همه مردم ايران خوبند ولي بهترين مردم ايران از شهرهاي اروميه وقائمشهر مي باشند (علت آن ناشي از تنوع قوميتي ميباشد.)ولي سايرشهرها مثل تبريز اردبيل بابل آمل رشت وتاحدودي ساري كمي مردمي حساس تر و واكنشي تر هستند.
كه پسنديده نيست. جلال از دانمارك
- مازندرانی ها خودشون واسه همه جوک می سازن ولی جنبه شنیدن جوک راجهع به خودشونو ندارنبجنبه ها
- من نظرات بعضی از دوستان را دیدم برای چهما از یک موضوع ساده درست یا نادرست شروع به تحقری یکدیگر میکنیم بیایم بجای تحقیر جوابی دهیم با پشتوانه محکم که کسی انرا نتواند رد کند (مازندران وگلستان وگیلان و سمنان وتهران درقبل از اسلام جزو یک ساتراپی بوده و ایندلیلی بر فرهنگ یکسان کل ساتراپی نبود است همان گونه که بین فرزندان یک پدر تفاوت وجود دارد مابجای درگیری با هم بیایم مازندرا وگیلان وگلستان راباکمک هم نجات دهیم پولدارانی مثل تهرانیهای هفتادودوملت امدندوسواحل دریا را از ما ربودند حال جنگل رازما میگیرند بنام پیشرفت استان مثل نهار خوران گیلان وازغرب تاشرق مازندرانوازگیلان اطلاع خاصی ندارم چوب جنگلهارا غارت میکنند ومیگویند جنگل نشین بدبخت جنگل را نابود میکند ابسدهایمان(لارو...)رامینوشند ومارا تمسخر مکنند درضمن در جواب بعضی از دوستان عزیزوباهوش شمالی اگر مامازندرانها بیفرهنگ بودیم وبیسواد چگونه باتمام کمبود ها دراکثرموارد از ورزش تاسیاست ودانشگاه حرفهای برای گفتن داریم و..........................................................
- ...واقعا بعضی از ایرانی ها باید از خودشان خجالت بکشند در حالی که بعضی از ما ایرانی ها برای هم جک های کثیف مگوییم وبرای هم هیچ احترامی قائل نیستیم دراروپا و امریکا برعلیه ملت ایران فیلم هایی مانند فیلم 300و اسکندر مقدونی و پرسپولیس و... میسازند ودر این فیلم ها تا میتوانند به مردم وتاریخ و تمدن مردم ایران توهین میکنند . ایرانی ها را در این فیلم ها وحشی خونخوار زشت و ترسو و ضعیف نشان میدهند وحسابی انها را تمسخر میکنند واین فیلم هارا از طریق ماهواره درتمام نقاط جهان به جهانیان نشان میدهند وابروی ملت ایران را دردنیا به باد میدهند .ولی ما عوض اینکه باهم متحد باشیم واز خودمان دفاع کنیم برای هم جکهای زشت درست کرده وتا میتوانیم به هم توهین می کنیم _البته منظور من همه ی مردم شریف ایران نیست _واقعا کسی که این کاررامیکند یک ایرانی واقعی نیست وباید از خودش خجالت بکشد
- روی سخن من بعضی از اهلی شرق مازندران ../البته نه همه مردم شرق مازندران ../است.چرا اینقدر به ما توهین میکنید چرا این قدر به ناموس ما اهانت میکنید .اینها جوک است یا فحش ناموسی .مگر ما چه هیزم تری به شما فروتیم مگر ما چه ظلمی در حق شما کرده ایم که اینقدر ما را تحقیر میکنید. مگر شما وجدان ندارید مگر خودتان ناموس ندارید .مگر شما انسان نیستید .ما چه گناهی کرده ایم که برای ما جوک های زشت تعریف می کنید .اگر ما هم برای شما جوک بسازم وهرجا رفتیم تعرف کنیم خشتون میاد.بی وجدانی تا چه حد.
- هیچ قومی در روی کره زمین مثل ما گیلک ها باهم اختلاف ندارد.یا به عبارتی بی اتحاد ترین قوم دنیا قوم گیلک است.اقای عشق ساری درسته که بعضی از همشهری هایشما برای ما رشتیها جوک ناموسی درست میکنند.ولی غیرت وتعصب ما گیلانی ها نسبت به زنان ودختران ایرانی به ما اجازه نمیدهد که برای زنا ن ودختران اربایی جوک درست کنیم .اقای عشق ساری نا موس تو ناموس من هم هست خدای نکرده اگر روزی دشمنی واردکشور اریایی مان شود و متعرض نوامیس ملت ما شود وظیفی من وتست که تا پای جان از نوامیس کشورمان دفاع کنیم.من تا حالا ندیدم و نشنیدم که یک رشتی جوک مازندرانی تعریف کند.اقای عشق ساری شما جای برادر من هستی خاهر ومادر تو جای خاهر ومادر من است ..اگر کسی به ناموس تو توهین کند انگار به ناموس من توهین کرده.
دوست رشتی تو .رامین .م از رشت.
- در مورد مطلب فوق باید بگویم ابتدا باید پذیرفت منظور سایر هموطنان از رشتی کل خطه شمال می باشد با این باور دیگر مازنی و گیل نمی توانند خود را از هم جدا تصور کنند.مطلب دیگر نزدکی شمال به تهران نیز بر این گونه جوسازی ها افزوده معمولاً اهالی استهانهایی که از قدیم به تهران رفت و آمد بیشتری داشتند بیشتر مورد این جوسازی ها قرار گرفتند تهرانی ها همه را مورد تمسخر قرار میدهند تا بگویند خودشان باکلاس هستند لعنت به کسی که این کلمه ((کلاس ))را به ایران آورد---آرش از رامسر
- سلام به همه دوستان خوب ایرانی...سال نو برهمه شما مبارک
من یک مقیم رشت ویک ایرانی ام....خدمت دوست با ادب!! ساروی عرض می کنم که درساری ومازندران دوستان خوب دانشگاهی وکاری زیادی دارم که خیلی با صفا وبا ادبند...وخیلی متعالی فکر میکنند ...تو یکی خواهشا از ایران ومازندران وگیلان و... رشت هیچی نگو....فکر می کنم به عنوان مازندرانی حرف می زنی هم آنها را خراب می کنی ...هم ما شمالیها را متاسف خواهی کرد ....تودچار یکسری عقده شدی ...اگر خیلی مردی ...یا مردانگی داری آدرس یا تلفنی بده تا بیشتر روبروباهم گفتمان کنیم....منتظرت هستم....
از طرف یک ایرانی....یک شمالی....ویک رشتی باافتخار
- با سلام ...
سینا هستم از رشت
با اجازتون می خواستم مدت کوتاهی وقت شریف شما مردم شریف شمالو بگیرم...
من خودم دانشجوی استان مازندران هستم و تو کلاس 40 نفره ی ما نزدیک 12 تا رفیق مازنی دارم . اونم از همه جای مازندران. تازه رفیقای همشهری خودم هم 3 تا شون تو گرگانو ساریو امل درس می خونن واون چیزی که من با رفیقام تو دانشگاه اجرا می کنم و یا رفیقای هم شهریم برام تعریف می کنن اینه که ما شمالی ها تو کلاس با هم اتحاد داریم و کسی که بخواد کوچکترین تکرار می کنم کوچکترین توحینی به یکی از بچه های شمال بکنه دهنشو سرویس مکنیم و هیچ تعارفی نداریم که بچه ی کجای ایران زمین هست .
چون برای اثبات بعضی کارها و نگه داشتن حریم واقعا نیاز به زوز هست و من واقعا شرمنده هستم از اینکه این همه مزخرفاتو دربارهی ما شمالیها در میارن و عده ای از ما چه از غرب و یا چه از شرق این خطه ی همیشه زیبا بجای اتحاد و یکپارچگی برای هم حرف در میارنو ضد هم می شن.
امیدوارم که روزی این اتحاد بین ما مردم شمال زمین بیشتر از این چیزی بشه که می بینیم و مطمعنم که این طور هم می شه ...
من سینا هستم از ایران-شمال همیشه زیبا--گیلان-شهر مهمان نواز رشت
- ابتابب
- سلام من هم همیشه فکر میکردم درحد جکه برای خنده هست تااینکه در مرداد 88 این بی غیرتی و ترسو بودن یک مرد مازندرانی(بابل-فریدونکنار) با چشم خودم دیدم مردی کاملا متشخص از لحاظ شخصیت اجتماعی
فکر کنم دیگه این ذهنیت تا ابد از ذهنم من پاک نشه فکر کنم عامل اصلی انتشار این جکها رفتار خوده شمالیهاست
ازقم.
- خیلی دوس دارم جلوم یکی از این بچه سوسولا یه جکی چیزی تعریف کنه تا بهش بفهمونم دنیا دست کیه !!!!
خاک تو سر کسایی که شمالین ولی از خودشون ضعف نشون میدن و کمبود دارن و لهجه میان بازم صد رحمت به ترکا که به زبون و لهجه شون افتخار میکنن
ســــاری
- سلام به همه ی بچه های خوب شمال بچه های خونگرم و مهربان و دوست داشتنی شمالی از غرب گیلان تا شرق گلستان بچه ها من ساروی هستم و خوشبختانه اصلا موافق تفرقه بین شمالی ها نیستم یکی از علت های اصلی که استان خودمون پیشرفت نمیکنه متاسفانه بچه بازی هایی هستش که بین مسئولین وجود داره از وقتی من یادمه بین ساری و بابل - بابل و بابلسر - بابلسر و فریدونکنار و.... همیشه سر هز چیزی نزاع و درگیری بود امیدوارم هر چه زودتر به خودمون بیایم و به پبشرفت استانمون کمک کنیم . ای آدمای ابلهیم که این جکارو میسازن ایرادی نداره اینا کسایی هستن که به خدا و پیغمبر هم تو جک ساختن رحم نمیکنن در ضمن به حرف گربه سیاه که بارون نمیاد پس بیاین هـــــــوای هـــــــــــمو داشــــــــــــــــــته بـــــــــــــاشیم و از تفـــــــــــــــرقه دوری کـــــنـــیم
- سلام به همه ي شماليا مخصوصا مارندرانيا بايد اعلام كنم كه همه جاي ايران به ما نيار دارن و ما به كسي محتاج نيستيم جشم حسود كور!!!!! ببخشيد ما بعضي حرفارو اشتباه نوشتيم !
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|