شمال نيوز: مسئول مربوطه در نیمه های شب با پیامک های متعدد ،خواستار دیدار حضوری با بنده قبل از ساعات اداری و دفتر کار اداره اش شد.هر چند که از این دعوت بوی توطئه بر می خواست ولی ...
شمال نيوز: در پي برخورد ناشايست مسئول يك اداره در شهرستان رامسر با يك خبرنگار ،متن زیر شکواییه اي ازطرف وي خطاب به مهندس طاهايي استاندارمازندران نوشته است كه عينآ درج مي گردد.
استاندار عزیز:
اینک که قلم در دست گرفتم و در حال نوشتن این دلنوشته هستم ،آدینه ای است که ظهور حضرت مهدی (عج) را به ما نوید داده اند،همان امامی که منجی نام گرفته است و عدل و داد را در عالم خواهد گسترانید.او شاهد و ناظر بر اعمال و رفتار ماست و همیشه حافظ و نگهبانمان در خیر و شر خواهد بود.
اما آن روز ،روز دیگری بود. روزی که حتی آن امام همام نیز روی بر گردانید و تاب شنیدن آن کلمات رکیک را نداشت که آن رییس اداره نثارم کرد.
استاندار عزیز...
حقیر ساکن غربی ترین شهرستان استان مازندران هستم و به واسطه عشقی که به نگاشتن داشتم ،حرفه ای را برگزیدم تا به واسطه حمایتهای شما استاندار عزیز و فهیم از اصحاب قلم بتوانم در توسعه شهرم قدمی بردارم .می توانستم به شهرستانهای دیگری بروم و بدون دغدغه ،همچون دیگران ،در آمدی کسب نمایم و فارغ از هیاهوی اطرافیانم به راحتی زندگی بی دردسری را اداره نمایم.اما چنین نکردم،من هر خدمتی که کردم ،بی مزد بود و منت ، و تمام تلاشم در راستای خدمت رسانی و توسعه شهرم بود .
استاندار عزیز...
در یکی از جلساتی که با حضور مسئولان کشوری در شهرستان رامسر برگزار شده بود ،مسئولی را دیدیم که با خودرویی که آرم "خودرو خدمت " نیز بر درب آن نقش بسته بود ،همسر و بچه هایش را صرفا برای تفریح در عصر پنجشنبه به آن محل آورده بود.همه خبرنگاران شهرستان نیز شاهد و ناظر بر این مسئله بودند و از این موضوع ابراز تاسف کردند.
یکی گفت:هیچ کس نمی تواند این مسئول را به واسطه این سوء استفاده از بیت المال زیر سوال ببرد ،زیرا او سمت بسیار مهمی در شهرستان دارد و هر کاری بخواهد انجام خواهد داد بدون اینکه مواخده شود.ولی بنده علی رغم این اوصاف به حکم جوانی قلمی را که خداوند عزوجل در مقامش فرموده" ن و القلم و ما يسطرون" را برداشتم و بر آن بوسیدم و بر صفحه کاغذم نوشتم "بیت المال یا بیت الحال".
اما دیری نپایید که مسئول مربوطه در نیمه های شب با پیامک های متعدد ،خواستار دیدار حضوری با بنده قبل از ساعات اداری و دفتر کار اداره اش شد.
هر چند که از این دعوت بوی توطئه بر می خواست ولی با مشورت همکارانم نپذیرفتم.اما دریغ ، دیری نپایید که مسئول مذکور در راهروهای فرمانداری شهرستان ،چنان فحشهای چارواداری نثارم کرد که از کراهتش کنگره ساختمان به خود لرزید وبی رحمانه تهدیدم کرد.
ضجه ای از ته دل کشیدم و به ناگاه زمزمه کردم...
استاندار عزیز...
باید تقاص کدامین گناه را بدهم؟
استفاده از اين خبر فقط با ذكر نام شمال نيوز مجاز مي باشد .
ایمیل مستقیم : info@shomalnews.com
شماره پیامک : 5000292393
working();